تجربه لذت بخش تعمیر ماشین لباسشویی

تصمیم گرفتیم که خنده دار ترین داستان مربوط به تعمیر ماشین لباسشویی که یکی از مشتریان ما با ما تجربه کردند و داستان های قبل و بعد تعمیرات رو که برامون تعریف کردند رو با شما کاربر ها به اشتراک بگذاریم.

ایشون که خانمی تازه عروس و خانه دار بودند و فامیلی شریفشون کرمی بود، برای ما تعریف کردند که : (1 سالی است که از ازدواجم با همسرم میگذره و چون قبل از ازدواج در بیرون از خانه مشغول به کار بودم، بعد از گذشت 1 سال دوباره به این فکر افتادم که کاره پاره وقتی رو برای خودم پیدا کنم و بعد از صحبت و مشورت با همسرم تصمیم بر این شد که با توجه به مدرکی که داشتم در آرایشگاهی که نزدیک خانه ی ما بود مشغول به کار بشم.

صبح همان روزی که با همسرم صحبت کرده بودم به آرایشگاه نزدیک خانه ام رفتم و بعد از گفتن مدرک و پرسیدن شرایط کار، تصمیم بر این شد که 1 هفته به صورت آزمایشی در آرایشگاه کار کنم و بعد از آن اگر طرفین راضی بودند قرار داد را بنویسیم.

بعد از گذشت یک هفته و نوشتن قرارداد در هفته چهارمی که در آرایشگاه مشغول به کار بودم، خواهر همسرم با من تماس گرفت و گفت که امشب تولد پسرش هست و شب زود بریم که شام رو همگی دور هم بخوریم.

همسر من ساعت ساعت 10 از خانه به سمت محل کارش حرکت میکرد و ساعت کاری من از ساعت 9 صبح بود که ساعت 9:30 با او تماس گرفتم و گفتم که امشب تولد خواهر زاده اش دعوتیم و قبل از خارج شدن از خانه ماشین لباسشویی را روشن کند که وقتی به خانه آمدم لباس هایمان را خشک و اتو کنم.

تایم ناهار من ساعت 1 بود اون روز برای اینکه لباس ها را از ماشین لباسشویی بیرون بیاورم تا غروب که به خانه آمدم آن ها را اتو کنم، در آرایشگاه ناهار نخوردم و به خانه آمدم که بعد از عوض کردن لباس هایم وقتی وارد آشپزخانه شدم از قیافه آشپزخانه همان جا خشکم زده بود!

کله زمین آشپزخانه پر از کف شده بود و ماشین لباسشویی ارور داده است و از حرکت مانده است! در اولین کار با همسرم تماس گرفتم اما او جواب نداد و بعد از آن با مرکز نمایندگی تعمیرات ماشین لباسشویی خدمات سرویس تماس گرفتم و از آنجایی که شوکه بودم و نمیتوانستم کاری انجام بدم به آنها آدرس دادم و سریعاً از آنها کمک خواستم.)

خانم کرمی با ما تماس گرفتند و بعد از توضیح دادن ماجرا یکی از تعمیرکارانمون رو برای ایشون فرستادیم، وقتی تعمیر کار ما از ایشون دلیل اینجوری شدن دستگاه رو جویا شدند، خانم کرمی اعلام بی اطلاعی کردند و گفتند که تازه به خانه آمده اند و خبری ندارند که چه اتفاقی افتاده است!

تعمیرکار ما در حال بررسی و تعمیر و خانم کرمی در حال تمیز کاری آشپزخانه بود که همسر ایشون به خانه رسید و با قیافه خجالت زده گفت دوباره دست گل به آب دادم که!

همسر خانم کرمی هنگام روج از منزل وقتی میخواستند ماشین لباسشویی رو روشن کنند، به جای استفاده از مایه لباسشویی و ریختن اون داخل محفظه مخصوص، تاید رو بر روی لباس ها ریختند و به خاطر اینکه دیرشان شده بود در محفظه ای که جای مایه و تاید هست رو باز گداشته بودند از آن استفاده ای نکرده بودند و آنقدر از تاید استفاده کرده بودند و ماشین لباسشویی کف ها را از در محفظه پس داده بود!

خلاصه بعد از خندیدن به این موضوع، تعمیر کار ما جرم گیری و سرویس های لازم را برای ماشین لباسشویی این دو تازه عروس دوماد بی تجربه انجام داد و گفت بهترین سرگرم کننده ترین کاری که تا به حال انجام داده در خانه آنها بوده است!

منبع مقاله

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>