سفر به سوی قدردانی

در آن شب جمعه همه کسانی که هفته پیش هنگامی که ما دریافت ایمیل به ترک دانشگاه استنفورد به عنوان به زودی به عنوان ممکن است من بی قراری با این ایده که من دانشجوی سال دوم سال صورت می تواند چنین نمایشی به سرعت تغییر. من سمت چپ محوطه دانشگاه چند روز بعد به سر منزل اما تعجب ناگهانی تحول همچنان به من شوک.

قبل از اینکه من شروع داستان من, من اول باید اذعان ممتاز وضعیت برخورد می کنم, در خانه. من خوش شانس برای زندگی با هر دو پدر و مادر و خواهر و برادر جوان تر که من بسیار دوست دارم. من یک خانه زندگی می کنند و بیش از مواد غذایی به اندازه کافی بر روی میز هر شب. من دسترسی به وای فای و یک کامپیوتر شخصی. من قادر به راه رفتن در اطراف محله من به موج در همسایه من در واقع هرگز قبل از ملاقات این ماه است. من زندگی می کنند در نزدیکی مادر بزرگ من ارشد جامعه زندگی, بنابراین من می تواند رها کردن گل و مواد غذایی را در خارج از ساختمان تحویل داده می شود به او. من یک جامعه آنلاین از دوستان و شکوفایی شبکه مجازی پشتیبانی می کند. در این لحظات وقتی که من برای اولین بار وارد خانه من به یاد خودم از این تجملات است که من بیش از حد اغلب برای اعطا. من اما از قضا موفق به تشخیص امتیاز از سلامت ما است.

همانطور که با تمام دانش آموزان از بازگشت به خانه همراه با کلاس های آنلاین و آینده نامشخص آورده عجیب و غریب عجایب من هرگز واقعا در نظر گرفته شود قبل از. من قطعا می خواهم هرگز فکر نمی کردم در مورد مقدار بار من برای باز کردن یک رستوران درب با فشار یک دکمه آسانسور و یا فشار گذشته مردم را در سوپر مارکت; حتی بیشتر عجیب, من هرگز متوجه شدم که چگونه بسیاری از مردم در تماس با آمده در یک روز معمولی. آغاز این زندگی قرنطینه شد برای عدم بهتر است دوره فقط عجیب و غریب.

رخصتی بهار موفق به رفتن بسیار سریع تر از من پیش بینی کرده. حتی با این زمان من تلاش برای پیدا کردن انگیزه در نهایت به تمیز کردن کثیف کابینت و یا پایان پروژه های هنری من استفاده می شود واقعا هیجان زده در مورد. من حتی دوباره سرگرمی های من از مدرسه بالا است. به عنوان من فکر می کنم در مورد آن در حال حاضر من واقعا مطمئن نیستم که چگونه من صرف در تمام زمان است که اگر چه بسیاری از آن را با سه خواهر و برادر جوان تر.

من به دنبال به جلو به بهار چهارم کلاس به معرفی ساختار و معنا به من پناه-در-محل تجربه است. اما زمانی که آنها در نهایت شروع به من نمی گین که وضوح من می خواهم به دنبال شده است. 1 هفته از سه ماهه سخت بود. من فاقد تلاش برای فراموش کلاس قرائت یادداشت در زوم سخنرانی و یا پیوستن به جلسات آنلاین با باشگاه است که روح بخشیدن زندگی روزانه من در محوطه دانشگاه. من نمی توانستم به خواب رفتن در شب. من گیر کرده بود در یک آرامش از دست دادن هدف. من می خواهم موفق به آتش که جرقه ای از انرژی است که نه تنها سوخت من شور و شوق در کلاس بلکه به ارمغان می آورد قصد و معنا به من معمول است.

همه از این تغییر تاریخ و زمان آخرین جمعه بعد از ظهر. من نشسته در اتاق با درب باز لبه پنجره رساند نیم با گوش دادن به یک سخنرانی آنلاین, وقتی که من دیدم مادرم سقوط از پله ها پایین. من نمی دانم اگر شما تا کنون دیده ام چیزی را از جایی که آن را غیر ممکن است به این باور است. این یکی از آن زمان است. به نحوی — من نمی دانم که چگونه یکی از برادران من انداخت تلفن در دست من به 911 تماس بگیرید دیگر زد به ما پس از شنیدن ضربت و خواهر من به نام پدر من به خانه عجله. در لحظات امدادگران وارد و مادر من به زودی دور گرفته شده در آمبولانس. او تا به حال نشده است تنفس درست است. او شکایت, باور نکردنی, درد در پشت او. خانواده من ایستاده بود کاملا وحشت زده. به دلیل COVID-19 ما قادر به رفتن با او و هنوز هم نمی تواند او مراجعه کنید.

من مادر شده است در بیمارستان برای بیش از یک هفته در حال حاضر. همراه با یک دست شکسته و بسیاری از ورم و کبودی او شکسته چندین قفسه سینه مهره ها در ستون فقرات. من عمیقا سپاسگزار است که او نخاع بود آسیبی نرساند.

آن شب برای اولین بار من و برادر من و من در هر نگاه با اشک چشم پر طول ما بیش از حد صمیمی شبات شام. چند روز آینده ادامه داد: در این شیوه ای عجیب و غریب. به عنوان ما قادر به دیدن مادر ما خانواده ما ماند مشغول پخت و پز و با هم راه رفتن. ما را نمی شنوند و خیلی از پزشکان یا از مادر من. ما اما شنیدن از جامعه ما به عنوان بی شماری از خانواده و دوستان رسید, درخواست کمک و ارائه پشتیبانی می کند. که عشق نیست مشکلاتی روبرو در هفته گذشته; من دریافت تماس های تلفنی هر روز درخواست چگونه مادر من است, انجام, درخواست, چگونه خواهر و برادر من و من در حال انجام است. ما بسیار خوش شانس هستند.

این روز را به ارمغان آورد یک نوع جدید از عدم قطعیت است. در حال حاضر من نمی دانم وقتی که مامان من قادر خواهد بود به خانه آمده است. او را بدست بهتر و قوی تر از هر روز, اما من نمی دانم که چگونه او روند بهبود را نگاه کنید. من نمی دانم آنچه که ما می توانید انجام دهید برای کمک به او. این نوع عدم قطعیت است به مراتب ترسناک تر از دانستن نیست که من قادر خواهید بود برای رفتن به دانشگاه.

به طور معجزه آسایی هفته دوم بهار سه ماهه پرواز بسیار سریع تر و به مراتب بهتر از اول است. بین خانه و مدرسه مسئولیت هدف من تبدیل شده است به انجام بهترین من می تواند برای من و خانواده برای مادرم. من شعلهور انگیزه که گم شده است و من پرسیده من تمایل به یادگیری. مهمتر از هفته گذشته با استعداد من با بازتاب.

اغلب از نه نفر به من گفت: “اوه نه! چه وحشتناک زمان برای چنین حادثه غم انگیز.” و در ابتدا من می خواهم بر این باور است که بیش از حد. مانند آنها نمی توانستم باور کنم که coronavirus وضعیت می تواند تبدیل به حتی بیشتر پیچیده است. اما پس از گذراندن سه روز گذشته در ارتباط با من و خواهر و برادر و FaceTiming مادر بزرگ من ارائه پدرم یک شانه برای پشتیبانی و ارسال مادرم پیام امید من تجدید چگونه خدا را شکر من به خانه در طول یک زمان دشوار است.

COVID-19 آورده بسیار زیاد فاجعه برای جهان است و در معرض جامعه ما عمیق ترین مشکلات است. آن را تشدید کرده است مسائل جهان ما در حال حاضر تلاش می کند با. و آن را از طریق این لنز که من را انتخاب کنید برای دیدن من نقره پوشش همه گیر: آن را به ارمغان آورده است که مردم در زندگی با هم. خانواده من دریافت کرده بسیار زیاد پشتیبانی در طول زمان است که فوق العاده دشوار است برای همه. افرادی که دارای خانه های خود را ترک در بیش از یک ماه بارها و بارها ارائه شده به ما مواد غذایی. دوستان از ما خواسته اند که روز ما ترجیح می دهم برای خانه پخته شده شام به تحویل داده می شود. غیر منتظره آشنایان ما را در تماس با جراحان مغز و اعصاب به نظر من مورد. در رابطه با دانشگاهی تجربه من احساس کردم به برکت این فرصت برای یادگیری آنلاین.

هر زمان من نبوده است قادر به به طور همزمان دنبال تحصیل من در دانشگاه استنفورد و حمایت از خانواده در یکی از سخت ترین زمان ما مواجه ایم. بدون شک این گردباد از مصیبت را شکل خواهد داد به من. وجود خواهد داشت بار زمانی که من غرق نگرانی و ترس و این درست است. از طریق مه متراکم از coronavirus من تصمیم به تمرکز بر روی فرصت برای رشد است. این ویروس به ارمغان آورده است به تمرکز بر آنچه واقعا مهم در زندگی من; این چیزی است که من را قادر می سازد تا با خانواده ام در طول زمان ترسناک. به جای طولانی در نا امیدی از آنچه که من می توانید تغییر دهید و از آنچه که من نمی دانم من در تلاش برای قدردانی برای آنچه تبدیل شده است بسیار روشن تر در میان این هرج و مرج است.

تماس با زهر لوی در zlevy ‘در’ stanford.edu.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

ایندکسر