شایسته زندگی: کسی که یکبار مصرف?

تاپیک جدید ادعای رفتن در اطراف ادا عمدتا توسط سیاستمداران و صاحب نظران است که می رود چیزی شبیه به این: “مردم آسیب پذیر باید حاضر به مرگ برای اقتصاد است.” این احساسات را شوکه و وحشت زده و در حالی که من وحشت زده هستم من را شوکه کرد.

زندگی با چندین بیماری مزمن است که به طور قابل توجهی تاثیر توانایی من برای کار در یک سنتی 9-به-5 و دانشجو بودن از ناتوانی نظریه درون دانشگاه, من می دانم که جامعه ما به مدت طولانی به پذیرش این مفهوم است که یک فرد اقتصادی خروجی تعیین می کند که آیا زندگی خود دارای ارزش است یا نه. ناتوانی نظریه آهنگ این طرز فکر به انقلاب صنعتی و سرمایه داری مدرن که بدن نیاز به تعویض ماشین هایی که ایجاد مداوم اقتصادی خروجی. گفت: خروجی شد و سپس به پرداخت و پرداخت به ارزش اخلاقی. کار به عنوان ارزش همواره بخش مهمی از پیوریتن ها و پروتستان پارچه آمریکا و بنابراین این ارزش ها را در بر داشت حاصلخيز است.

در حال حاضر وجود دارد بسیاری به من می گویند در مورد اخلاقی اخلاقی و اقتصادی اعتبار این طرز فکر — چیزی است که من انجام داده اند و ادامه خواهد داد به انجام کار علمی — اما آنچه من می خواهم به بحث در مورد حق در حال حاضر شخصی, دقیقه, انسان است.

زمانی که من در مدرسه شدم به شدت بیمار است. اگر من تشخیص داده و شروع درمان سال بعد, بدن من هرگز حمایت من کار تمام وقت در یک دفتر. من خسته هر روز. من میگرن و مه مغز. اغلب من به اندازه کافی ندارد پمپاژ خون برای حمایت از نیازهای بدن و سیستم عصبی خودکار است یک فاجعه است.

قبل از اینکه من به دانشگاه استنفورد زمانی که من در دبیرستان ترک تحصیل بودن در خانه درس من پزشکان و همسالان به من نگاه کرد با ترکیبی از ترحم و بی اعتمادی — به عنوان اگر من به کشیدن یکی از آنها تلاش برای بازی با سیستم من ساعت استراحت و به ظاهر بی پایان نیاز به خواب. هنگامی که من پذیرفته شد استنفورد همه چیز تغییر کرده است. این مهم نیست که من هر سالم در حال حاضر پزشکان و بستگان غریبه درمان من به عنوان یک فرد ارزشمند خود و مراقبت است. و نه هر کسی که مضطرب به نظر می رسد که من در زمان کاهش بار دوره که به من اجازه برای کار به همان تعداد ساعت من تا به حال در مدرسه بالا است. سلامت من و خروجی یکسان بودند اما همه چیز متفاوت بود.

نام تجاری “دانشگاه استنفورد” دارای ارزش است. آن است که ارزش کالا است که پوشانده من در حفاظت از بودن یک ارزش و مفید از اعضای جامعه است. آن چیزی که افراد معلول و شرایط بهداشتی مزمن ارزش بالاتر از همه چیز امنیت باور نکردنی بیمه بهداشت و درمان است که اجازه می دهد تا من به من دو ماه یکبار تزریق — تزریق که بدون بیمه خواهد آمد به 90000 دلار در هر, بیمه است که اجازه می دهد تا من به من سالانه تهاجمی آزمون با بیهوشی من نیاز به بیمه است که اجازه می دهد تا به من برای رفتن به اتاق اورژانس هنگامی که من نیاز به بدون ترس از اقتصادی خراب کردن. بدون کاردینال مراقبت — و یا معادل بیمه — من خواهد مرد. نه یک شبه و حتی بیش از چند سال اما بدون من واقعا گران داروها و سالانه تست این اتفاق خواهد افتاد.

و این ما به ارمغان می آورد بازگشت به گناه اصلی کشور ما چگونه انداز بیمار و معلول. با تخریب تدریجی از قانون مراقبت مقرون به صرفه یک فرد بدون هر دو یک کار را فراهم می کند که بیمه درمانی و یا بدبختی به فقیر به اندازه کافی واجد شرایط برای مدیکید چهره چشم انداز است که جامع بیمه سلامت خواهد بود unobtainable.

من نگران مداوم: هر شغل و یا تحصیلات تکمیلی است که می تواند به جای من سلامت ناتوانی باید بیمه برای ارائه مراقبت من نیاز به زنده ماندن ؟ این دلیل است که پدر و مادر من در نگرانی در مورد آنچه که اتفاق می افتد هنگامی که من فارغ التحصیل. این است که چرا ما در حال رفتن را از طریق سوابق مادربزرگم قاچاق از چکسلواکی زمانی که او فرار کرد نازی ها برای دیدن اگر من می تواند واجد شرایط برای چک شهروندی است. این مشکل است که باعث می شود من از ترس که من سال تحت استنفورد را حفاظت خواهد آمد به هیچ.

و در اینجا چیزی است: من هیچ شایسته تر از بهداشت و درمان در حال حاضر از من بود قبل از Stanford پذیرش من. نه من شایسته تر از افراد با مشابه شرایط بهداشتی که نیست و یا نمی تواند رفتن به دانشگاه استنفورد. من سزاوار نیست زندگی چون من آکادمیک تمایل هر یک بیش از من سزاوار مرگ اگر من می توانم پیدا کردن یک شغل است که هر دو متناسب با من نیازهای اسکان و بیمه را فراهم می کند. و وجود دارد بسیاری از مردم مثل من.

بنابراین اگر این بیماری همه گیر و سنگدلی برخی از رهبران ما سخنان در مورد اولویت های ما را به اندیشیدن هر چیزی این است: آیا ما می خواهیم به یک جامعه است که تصمیم می گیرد که زندگی می کند و کسی که می میرد, بر, سلامت, سن, توانایی? ما حاضر به فدا کردن زندگی برای رونق اقتصادی ؟ ما در حال حاضر انجام و ما همیشه باید. اما شاید این همه گیر می تواند فرصتی را برای ما به تجدید نظر است.

شاید آن است که خودخواه از من به مدافع برای حل یک مسئله پس از نزدیک به شخصی من خوب بودن اما استنفورد به من داده است یک پلت فرم که از صدای من مسائل مربوط به جهان خارج بیش از آن همیشه قبل از انجام. و بنابراین من با استفاده از آن صدای بپرسید که زمانی که شما کشیدن و تکان دادن سر خود را در نظرات مانند “من حاضر به مرگ برای اقتصاد” — همواره به زبان آمده توسط کسانی که با خیال راحت پناه میبرند — شما به یاد داشته باشید که افرادی که داوطلب نیست در حال حاضر در حال مرگ است. و که آن را ندارد به این باشد که راه.

تماس با جن, Ehrlich در jene91 ‘در’ stanford.edu.

روزانه متعهد به انتشار یک تنوع از op-eds و نامه به سردبیر. ما دوست دارم به گوش افکار خود را. ایمیل و نامه به سردبیر به [email protected] و op-ed ارسالی به [email protected]

به دنبال روزانه در Facebook, Twitter و Instagram.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>