‘Animal Crossing: New Horizons’: لذت بردن در آن کمترین

قبل از من خریداری “Animal Crossing: New Horizons” من می دانستم که تنها دو چیز از نینتندو یاد سری. اولین بازی بود ، دوم تام قطعه زمین پیش امده بود که سرمایه داری tanuki خم جهنم در نگه داشتن من در بدهی باقی مانده از سال است. همانطور که معلوم است تنها یکی از آن افکار درست بود — بر خلاف آنچه که من می خواهم فکر می کنید این بازی فوق العاده زیبا است.

برای کسانی که هنوز به سفر با دودو هواپیمایی و شروع یک زندگی جدید در یک جزیره خود اجازه می دهد به من توضیح فرض اساسی پشت “Animal Crossing: New Horizons.” بازیکن برنده یک “جزیره متروکه گریز بسته” از گوشه Inc., یک شرکت اجرا شده توسط بدنام راکون-سگ تام گوشه. این بازیکن بلافاصله دور whisked به صورت تصادفی تولید شده جزیره در کنار دو “روستاییان” و یا حیوانات و مردم است که جمعیت این جزیره است. در هنگام ورود این بازیکن نام جزیره صنایع دستی برخی از لوازم اساسی و با کمک برخی از تام گوشه (دفعات بازدید: قابل توجه وام) آنها شروع به ساخت این جزیره در جامعه است. برای مثال من نام من جزیره Litehollow یک مرجع به شهر من می خواهم در ایجاد اخیر “سیاه چال و اژدها” کمپین. من پیوسته در جزیره توسط آنتونیو و بنفش— بدنسازی-وسواس anteater و صورتی گوزن بود. شاید شگفت انگیز ترین ویژگی برای یک بازیکن جدید است که در زمان واقعی بازی ساعت. وجود دارد هیچ “skip-the-night” توانایی مانند خوابیدن در یک تخت در “کمیته مبارزه با سانسور” — این بار در دنیای واقعی زمان در جزیره خود را. در ابتدا من در بر داشت این ویژگی به آزار دهنده (به ویژه هنگامی که آن را در اواخر شب و من تا به حال چندین مورد برای فروش در گوشه این مخفیگاه) اما من آمد به قدر آهسته که در آن من مجبور به بازی.

در نهایت بیشتر مغازه ها باز دیگر روستاییان به جزیره و یک سفر جک راسل تریر که نقش bubblegum پاپ در گیتار خود را می اندازد یک کنسرت. (بله واقعا….) در غیر این صورت وجود ندارد بسیار دیگری به بازی. هیچ پایانی رئیس نهایی جایزه به برنده هیچ بزرگتر سلیمان و هیچ دنیای جدید. این بازیکن روستاییان و تا ابد شاد تام گوشه. به عنوان وجود ندارد روشن پیشرفت سیستم بازی یک راه برای فرار از هر آنچه که من انجام شده بود در جهان واقعی است. زمانی که من می خواستم به بدفع الو قت گذراندن خواندن برای کلاس, من می توانم به جای گرفتن ماهی برای Blathers این جغد پیر که curates جزیره موزه.

وجود دارد مطلوب توهم بهره وری این بازی فراهم می کند. با توجه به عدم مبارزه با, باز, اکتشاف و یا معنی دار داستان بازی متکی بر مکانیک که گوش دادن به به بازی های مانند “فوتبال” و یا “Terraria” در آن بازیکن باید برای پیدا کردن مواد به منظور اقلام صنایع دستی برای خود خانه. وجود دارد پنج نوع میوه به برداشت ده ها تن از گل به جمع آوری و پیوند زدن بیش از 100 نوع از اشکالات ماهی و فسیل کشف و نزدیک به تعداد نامحدود از راه هایی برای سفارشی کردن آیتم های موجود. به دلیل محض مقدار از آلبوم من همیشه احساس می کردم چیزی معنی که آیا آن پیدا کردن ماهی جدید یا ساخت یک هیبرید گل.

اقتصاد از این بازی است که نسبتا ساده است — تقریبا هر چیزی پیدا کنم من می توانید فروش در گوشه را به مخفیگاه و Timmy و تامی گوشه (یک جفت دوقلو tanukis) در ازای زنگ ارز در “عبور از حیوانات.” من پس از آن می تواند استفاده از آن زنگ برای به دست آوردن آیتم های جدید سرمایه گذاری در زیرساخت ها برای شهر یا پرداخت من وام به تام گوشه که تا به حال به نحوی رسیده به صدها نفر از هزاران نفر در عرض فقط چند روز. حتی وجود دارد یک شبه بازار سهام در این بازی روی محبت تلقی “ساقه بازار است.” در روزهای یکشنبه شما می توانید خرید شلغم در تصادفی قیمت از دیزی مای در میدان شهر و فروش آنها را به Timmy و تامی در طول هفته. هر روز جفت تغییرات قیمت خود را برای شلغم, اجازه می دهد بازیکن برای به دست آوردن صدها نفر به هزاران نفر از زنگ اگر آنها بازی کارت های خود را راست اما اخطار emptorزیرا شلغم خواهد پوسیدگی پس از یک هفته پس شما فقط باید شش روز را به شما حرکت می کند.

بین نژاد های بازار و بده به صورت گل و ماهی, بازی های ارائه شده خود را به عنوان یک جهان که در آن من می تواند از آن لذت ببرید و احساس مولد در همان زمان. من ورود در صبح زود و بازی در طول روز چک کردن در با روستاییان و یا چیدن علف های هرز در جزیره من آن را به نظر می رسد کمی بهتر است. این فرار از واقعیات مورد علاقه من بخشی از بازی است.

اما من بیشتر از طریق بیشتر احساس من این حس عجیب و غریب از extant تنهایی. من هرگز در واقع به تنهایی در Litehollow اما رنگارنگ پرجمعیت و گاه به گاه ناخودآگاه مرغ دریایی-ملوان شستشو در ساحل کاملا تحقق یک حس واقعی جامعه است. در یک زمان تعریف شده توسط اجتماعی فاصله و اهمیت جداسازی سلولهای انفرادی طبیعت از بازی درگیری با من میل به فرار. وجود دارد یک بازی آنلاین از ویژگی های در دسترس, اما با عدم هر گونه واقعی “بازی” بازی های آنلاین شامل عمدتا از بازدید و مشاهده هر یک از دیگر جزایر. بسیاری از دوستان من و خیلی از جامعه آنلاین خریداری بازی در تلاش برای پیدا کردن برخی از تاخیر از استرس های روزانه خود را و منحرف کردن اذهان از COVID-19 بیماری همه گیر. در ابتدا من به طور کامل خریداری شده به این طرز فکر — کاشت درختان میوه و گل تاج به نظر می رسید که راه مناسب برای استراحت. و در عین حال مهم نیست که چگونه بسیاری از فعالیت های من برای destress من هنوز هم به تنهایی زمانی که من آنها را. تنهایی شروع به پوشیدن در تجربه من. آنچه که من قرار بود انجام شود ؟ همچنان به تلاش و پر من جزیره با گل های رنگارنگ? لرزش درختان و گرفتن اشکالات تا خالص من به ناچار می شکند ؟ تلاش طولانی و سخت برای یکی از کامل روستایی که هنوز به ظاهر در اردوگاه? (Sherb اگر شما در خارج وجود دارد…) دیگر روستاییان کمک نمی کند در جزیره دیگر از به طور تصادفی آبیاری گل; هر چیزی را که اتفاق افتاده در Litehollow اتفاق افتاده است تنها به این دلیل که من در عمل به عنوان کاتالیزور. انفعال از روستاییان افزوده است که تنها تنهایی. در نهایت احساس اولیه از خیالبافانه بهره وری پژمرده به کسل کننده حس خسته کننده الزامی است.

بازی احساس بیهوده است. من تا به حال متعلق به آن را برای کمی بیش از دو هفته احساس کردم که حس تنهایی قوی تر از همیشه. یک روز من با اکراه وارد شده برای به دست آوردن روزانه من گوشه مایلTM جایزه و بی میلی تصمیم به گرفتن برخی از ماهی نادر از اسکله را به من بدهی با تام گوشه به سرعت. به محض ورود من دیدم هنری (یکی از روستاییان: کوچک, از خود راضی و خوب لباس پوشیدن قورباغه) huffing و تنومند با عصبانیت در ساحل. من با تعامل هنری به عنوان اغلب به عنوان من می توانم, اما هرگز واقعا فکر در مورد او بیش از حد; او فقط یک روستایی در Litehollow. من دور نشستن من میله ماهیگیری و رفت و به صحبت با او.

هنری و جلب اعتماد در من است که او در فکر ترک Litehollow و من فک کاهش یافته است به زمین.

من دیوانه وار فشرده dialogue گزینه درخواست که او تجدید نظر کند و باقی بماند. خوشبختانه او موافقت کرد. او به عنوان خوش سرگردان من سمت چپ ایستاده در سواحل هر دو شوکه و گیج. دیگر من ایستاده بود بیشتر تعجب من شد. من شگفت زده شد نه در هنری تمایل به ترک Litehollow اما خود من ترس است که او ممکن است. من نمی دانستم چگونه متصل شده بودم که پر افاده قورباغه و بعلاوه چگونه من تا به حال تبدیل شدن به متصل به همه از ساکنان جزیره. من متوجه شدم من عمیقا از دست آنتونیو نظرات خود را در ورزشگاه معمول و یا وندی دقیق مشاوره در مد اگر هر کدام از آنها را به سمت چپ. من متوجه شدم تنهایی من احساس نمی شد به دلیل فعالیت های تکراری و یا که روستاییان غیر فعال است. نه من تا به حال موفق به خرید به فرض اساسی از این بازی است.

طرز فکر من بود همه غلط و اشتباه بوده است از آنجایی که من برای اولین بار دانلود بازی. من از دست رفته تمام نقطه در زمان واقعی از ویژگی های کل نقطه ای از صدها نفر از اقلام و روستاییان و حتی تمام نقطه بسیار زیاد بدهی: فرصت برای درست بود. این بازی است که به معنای به سرعت از طریق و هیچ grand داستان یا واقعا لحظات هیجان. من قرار است به احساس مولد زمانی که من برداشت میوه و یا فروش من شلغم. من قرار است برای پر کردن موزه من به عنوان سریع که ممکن است و یا ارتقاء خانه من به عنوان به سرعت به عنوان من می توانم. بازی نبود در مورد انجام — آن را در مورد بودن.

مکالمه من با هنری باز چشم من به آنچه که من واقعا لذت بردم در مورد بازی. جهان شد پر از جزئیات کوچک و کوچک لحظات است که تنها می تواند متوجه شود اگر یک متوقف می شود و فقط وجود دارد. پس از آن باران وجود دارد ناچیز قطره آب که آمد لبه گل. دو دودو پرندگان که پرواز بازیکنان به جزایر دیگر به نام ویلبر و اورویل پس از برادران رایت که دفاع و پشتیبانی مدرن برای اولین بار هواپیما. آنتونیو و دیگر jocks را جرعه قهوه در میدان شهر در صبح در حالی که بنفش و روندا ممکن است سرگردان موزه با هم. ماهی را dart را به آب اگر یک اجرا می شود بیش از حد به سرعت در کنار آنها. هنگامی که یک دوست و بازديد دیگر جزیره هواپیما برگ یک دنباله دار در آسمان که قابل مشاهده است در صورتی که بازیکن به نظر می رسد. خود به خود این جزئیات همراه با صدها نفر دیگر از ایجاد یک کل جهان وجود دارد که در نوک انگشتان خود را و هیچ کدام از این مستلزم آن است که شما در واقع انجام هر کاری است. من نیاز به این باور است که من در جزیره نه برای رسیدن به برخی از پایان اجتناب ناپذیر است اما برای ایجاد یک سرگرم کننده جامعه با همکار من نشینان. آیا ایجاد این حس از جامعه بود که از طریق کاشت گل های زیبا و یا نصب ساختمان های جدید من انجام شده بود همه چیز به این دلیل ساده که من در آنجا خواهد بود برای لذت بردن از آنها. حتی اگر من هنوز هم ممکن است به تنهایی در جزیره من قادر به صلح با جداسازی از طریق قدردانی از فعال و منفعل جهان. در کلمات تورو “من هرگز در بر داشت همراه بود که پس companionable به تنهایی.”

من می خواهم برای قرار دادن تا این انعکاس صحبت کردن در مورد موزه. این موزه قابل ملاحظه ای متفاوت از بقیه از این جزیره است. آن است که بسیاری از اتاق های آن خانه تمام ماهی اشکالات و فسیل که این بازیکن اهدا کرده است که همه آنها به زیبایی نمایش داده شده در موارد پیچیده و محوطه. ماهی شنا در اطراف تانک ها و پروانه شناور در گرم خورشید-روشن دهلیز اطراف یک چشمه جوشان. فسیل واقع در طبقه پایین یک سری از تاریک اتاق که بر عظمت موجودات است. در حالی که همه آرام و مداوم و قابل ملاحظه ای علمی-صدایی لحن ریش به آرامی در پس زمینه بسیار آهسته تر و نرم تر از حالت عادی موسیقی بازی. این موزه منحصر به فرد به سایر موسسات در “افق های جدید است.” بازیکن نمی تواند خرید هر چیزی و یا دریافت پاداش های ویژه. وجود ندارد هر درخت به ریز ریز کردن و یا میوه ها را انتخاب کنید هیچ مستی مرغ دریایی به جمع آوری قطعات تلفن همراه برای هیچ tanukis هر کسی مجبور به بدهی هیچ rivers to cross, هیچ, صخره, صعود, هیچ آیتمی برای هنر و صنعت و یا علف های هرز را انتخاب کنید. وجود دارد هیچ چیز برای انجام به دلیل آن را تنها یک محل می شود — و این بهترین لعنت بخشی از کل بازی.

تماس با حداکثر اسمیت در maxsmith ‘در’ stanford.edu.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>