توصیه می کنیم فیلم ما را به تماشای با استفاده از این فرم است که همچنین تعبیه شده در پایین مقاله ما.

مقدمه: سلام! ما علامت و Nitish و ما (مانند بسیاری از شما به ما امید) تمرین های اجتماعی فاصله برای کمک به جلوگیری از گسترش coronavirus. ما می دانیم که این فوق العاده استرس زا زمان برای بسیاری از مردم و بسیاری از شما در حال صدمه توسط ویروس در یک راه یا دیگری. بنابراین ما فکر می کنیم می خواهم چیزی که امیدوارم به روشن کردن خلق و خوی. ما در حال رفتن به تماشا و بررسی فیلم های موجود در جریان سیستم عامل است. ما ستون منتشر خواهد شد (تقریبا) هر چهارشنبه. ما امیدواریم که که شما می توانید همراه خود را برای ما ارسال افکار و توصیه می کنیم فیلم هایی که دوست دارید و یا می خواهید به تماشای. بهترین شانس را به همه شما در این تلاش ،

(عکس: آناپورنا تصاویر)

“او” (منتشر شده در سال 2013; تماشا آمریکا در آوریل 3, 2020)

علمی-داستان عاشقانه ” به کارگردانی Spike Jonze. ما را به تماشای آن را در Netflix بکشد!

علامت گذاری:

تصور کنید “آینده!” خواننده عزیز (و بله علامت تعجب کاملا ضروری است). آن است که نزدیک تر از ما ممکن است فکر می کنم و چه زمان فوق العاده آن وعده داده می شود. خیلی زود شما هم می توانید سوار بر ماشین پرواز, تجربه واقعی واقعیت مجازی و بی دست و پا شکستن که با سیری واحد شما شده است قدمت.

و من باید روشن شود; آن است که او خواهد شد که شکستن تا با شما.

این جهان نقاشی در Spike Jonze را “او” و… ، به جز پرواز اتومبیل های واقعیت مجازی و یا هر یک از چیزهای سرد. این یک آینده نزدیک نیست که متفاوت از ما حاضر است. زندگی در جریان است ضعیف برای ما شخصیت تئودور Twombly. او تنهایی و غم انگیز و در میان یک طلاق تند و زننده, اما همه چیز تا زمانی که او خرید یک هوش مصنوعی به نام سامانتا. من فرض می کنم شما می دانید که در آن این است که خواننده عزیز. تئودور تصادفا به یک داستان عاشقانه با سامانتا و از وجود این فیلم به سادگی اجازه می دهد تا این رابطه انجام به تصویر می کشد به اوج پایین و intimacies که با آن آمده است.

از آن آسان است به تصور “او” به عنوان یک کمدی اما Jonze این طول می کشد در ابتدا مسخره فرض و نقش آن بسیار مستقیم. و هر چند من با این ایده من معتقدم که این یک تصمیم خوب است. آن را تبدیل به طور فزاینده ای واقعی که ما veer نزدیک به این امکان واقعی. بسیاری اتفاق افتاده در جهان از هوش مصنوعی در هفت سال گذشته و ما در حال حاضر بدست اخبار در مورد مردان ازدواج با هولوگرام شخصیت های انیمیشن مانند Hatsune Miku.

Spike Jonze استادانه نویسنده فیلمنامه اما او زیرکانه از آنچه که من هستم در غیر این صورت استفاده می شود. من شخصا ترجیح می دهم کمی بیشتر پمپ و شرایطی با فیلم من اما بیشتر underplayed سبک متناسب با این فیلم. “او” باعث می شود آن را آسان برای مخاطبان به این باور است که یک انسان/سیستم عامل ارتباط ممکن است; بلكه اجتناب ناپذیرداده تئودور شرایط فعلی. من می خواهم آن کشتی!

هر چند تئودور تنها نیمی از عشق است. سامانتا هم شخصیت توسط برخی از تیز گفت و گو و برخی از عالی آوازی تحویل توسط اسکارلت جوهانسون. هر چند سامانتا است و در درجه اول نشان داده شده توسط صدای او غیر قابل انکار انسان کنجکاوی است که به اندازه کافی تاکید کرد به تعریف شخصیت او. ما دو آگهی نوشته شده و به اندازه کافی است که من در نهایت فقط فراموش کرده در مورد خود — ام … غیر معمول — شرایط و شروع به دیدن این به عنوان یک روابط عادی. جالب است که “او” می شود کمتر علمی تخیلی در طول زمان … تا زمانی که آخرین قانون که در آن ما آگهی’ تفاوت غم انگیز کشیده شده را به محل موردتوجه وتماشای عموم.

این فوق العاده است داستان سرایی, اما این همچنین باعث می شود “او” یک عاشقانه فیلم اولین و مهمترین بزرگ است که اگر شما به این نوع از چیزی. من اما تمایل به دریافت یک کمی حوصله با این نوع از همه چیز به خصوص زمانی که آنها در حال بازی خیلی واقع بینانه است. اما به عنوان یک ارتباط اصلی که مطالعات پیامدهای روابط ما با فن آوری دیجیتال — من نقطه به نقطه جادویی کوچک چیزی به نام رسانه معادله نظریه که نشان می دهد ما یک تمایل طبیعی به دیدن رسانه ها به عنوان مردم وجود دارد قطعا به اندازه کافی وجود دارد برای حفظ علاقه من.

اگر این فرض به نظر می رسد جالب را به شما و سپس شما را به لذت بردن از “او” — حکم من است که به عنوان ساده به عنوان آن است.

Nitish:

در “او” تئودور خواکین فونیکس Twombly می افتد در عشق با سامانتا یک hyper-نسخه پیشرفته از سیری است که ابراز شده توسط اسکارلت جوهانسون. این یک فرض جذاب. پس از همه, به چه معنی است به سقوط در عشق با یک ایمیل سازمان? می تواند این عشق را معنی داری متقابلا توسط یک شی است که برنامه ریزی برای پاسخ ؟ اما شما ممکن است شی: وجه تمایز این راه است که انسان ها “برنامه ریزی” برای پاسخ از این راه است که یک هوش مصنوعی پاسخ? یکی می تواند استدلال می کنند که تکامل “برنامه ریزی شده” به یک اکثریت از نژاد انسان مستعد ابتلا به سقوط در عشق با یک عضو از جنس مخالف. بسیاری استدلال می کنند که این را ندارد عشق است که ما ممکن است احساس کمتر از واقعی — پس چه فرقی بین یک انسان و احساسات و کامپیوتر ؟ اگر پیچیدگی آن ما احتمالا می تواند تصور از شرایطی که در آن کامپیوتر ها در واقع بیشتر مجهز به احساس عشق نسبت به متوسط انسان است. اگر عامل متمایز است مرجع به دنیای فیزیکی, پس از آن ما می توانید فقط با صدای تلپ سامانتا به یک ربات و سپس ما که بیش از حد. این سوال مرتب کردن بر اساس از نیروهای ما را به واضح تر تعریف از آنچه که ما فکر می کنم یک انسان است چرا که ما مرزهای کنونی به نظر می رسد کافی برای دست و پنجه نرم کردن با یک جهان که در آن رایانه ها می تواند واکنش های احساسی به عنوان پیچیده به عنوان یک انسان. من فقط تلاش برای ارائه یک نمای کلی اما اگر شما فکر می کنم که پرسش از آگاهی بشریت احساسات یا عشق جالب هستند و شما می خواهم به حفاری عمیق تر, پس از آن من باید کامل فیلم برای شما: “Ex Machina” توسط Alex Garland. “او” فقط یک داستان عاشقانه فیلم. این بد نیست, عاشقانه, فیلم, اما این فقط یک داستان عاشقانه فیلم.

من شروع کردن با چیزهای خوب. زیبایی از این فیلم crisply تعریف شده است. رنگ همه fuchsias, sherbert پرتقال cremes و pinks. پیانو نور و افسرده. فیلم احساس می کند مانند یک دقت سرپرستی lo-fi نسخه آینده LA. این فیلم عالی, عمیق, بازیگران. Standout عملکرد در اینجا بدیهی است که اسکارلت جوهانسون را; او بسته مقدار فوق العاده ای از احساسات را در صدای او و ما قادر به احساس سامانتا را هیجان در کاوش جهان عشق او را برای تئودور. Joaquin Phoenix ارائه عملکرد عالی و همچنین, و حمایت از, بازیگران, در حالی که عظیم است که هنوز هم عالی است. اولیویا وایلد قانع کننده تاریخ و کریس پرات است که به خوبی مورد استفاده قرار گیرد به عنوان تسکین خنده دار. رونی مارا نیز بسیار عالی و یکی از فیلم بهترین لحظات مکالمه بین مارا به کاترین و ققنوس و تئودور.

اجازه دهید بحث در مورد Amy Adams. آن را کاملا flabbergasting به من که او نمی باید اسکار است. او فریبنده در هر فیلم. حتی اگر او در حال تنزل به حمایت از بازیگران در اینجا او به عنوان یک همدلانه شنونده و او ارائه برخی از فیلم های مهم خطوط. او شده است یک سینما بهترین thespians برای سال در حال حاضر. این شرم آور است که او به طور مداوم گذشت بیش از زمانی که فصل جوایز اطراف می آید. سازمان دیده بان تلالو غضب است که شخصیت او (که نه چندان خلاقانه به نام امی) را نشان می دهد به دوست پسر او را در آسانسور یا محبت او را نشان می دهد به تئودور. Amy Adams درخشان است در اینجا و در تمام فیلم های دیگر او است.

بنابراین در حال حاضر کاستی های “او.” بزرگترین مشکل من با این فیلم است و آن عدم جاه طلبی. که ممکن است صدای دیوانه — این فیلم در مورد آشنایی سیری چقدر بلند پروازانه تر می توانید آن را دریافت کنید ؟ اما مشکل این است که فیلم نیست و مقابله با هر یک از سوالات جالب است که بوجود می آیند از آن است. وجود دارد یک لحظه که در آن سامانتا می پرسد دیگر فرد برای قرار دادن بر روی یک دوربین و یک گوشی به منظور شبیه سازی با تئودور. که ذهن خم! اما به جای استفاده می شود به عنوان سریع به بحث در مورد مسائل فیزیکی و عاشقانه در انتزاعی آن است که به جای آن استفاده می شود به راه اندازی ارتباط با درگیری بین سامانتا و تئودور. به این دلیل است که تئودور شروع به سوال خود را در ارتباط با سامانتا به نظر می رسد بالا-مفهوم اما در واقع کاملا دنیوی است. من نمی دانم که چگونه به بحث در مورد جزئیات و بدون دادن دور اخلال گران اما جان کلام این است که هر زمان ما با ارائه یک بی پروا فلسفی مفهوم مورد تفاوت بین هوش مصنوعی و انسان یا طبیعت از ذهن و یا تجربه Jonze آب آن را پس از آن فقط یک اختلاف بین دوستداران.

در این زمینه “او” احساس عجیب و منزوی. جذاب و زیبایی است که ما را فریب را به فکر بود و مرحله بندی زمین برای حمله به حواس ما از خود به جای تبدیل به دیگری بیش از حد تمیز گهگاه آدامسی-رنگی مجموعه ای از درام. آن را به اندازه کافی خوب درام و من هنوز قطعا فکر می کنم “او” است که ارزش یک ساعت مچی, اما من نمی تواند کمک کند اما احساس می کنم نا امید در حیف و میل بالقوه است.

به عنوان یک طرف-توجه داشته باشید, بهترین شواهد از Jonze کاستی ها در نوشتن این اسکریپت Villenueve را “Blade Runner 2049.” Villenueve استفاده می کند بسیار شبیه تنظیم یو پی اس برای برخی از قطعات اصلی فیلم اما در بیشتر ماهرانه دست روابط عاشقانه بین K و هوش مصنوعی جوی است غیر منتظره پانچ و بیشتر معنی فلسفی. من می خواهم توصیه به تماشای که شما پس از تماشای “او.”

(عکس: برادران وارنر.)

آغاز به کار” (منتشر شده در سال 2010; تماشا آمریکا در آوریل 5, 2020)

یک علمی تخیلی فیلم اکشن به کارگردانی کریستوفر نولان. ما را به تماشای آن را در Netflix بکشد!

علامت گذاری:

من یک محصول مدرن مم فرهنگ آمده اند به همراه کلمه “آغاز به کار” بیشتر به عنوان یک فعل از اسم. به “آغاز به کار” چیزی است که اساسا یک ایده یا مفهوم و آن را یا کاملا گیج کننده و یا کاملا ذهن-باد — معمولا این شامل یک چیز که در داخل یکی دیگر از شبیه چیزی! “اوه بنابراین یک crownie یک کوکی در داخل یک یکجور دوربین عکاسی … که درست مثل آغاز!”

به دنبال بازگشت, که ممکن است, چرا من نمی در ابتدا انتظار زیادی از “آغاز به کار.” من فکر کردم این امر می تواند چیزی شبیه به “Kingdom Hearts”… دعا به خاطر دعا و ساخته شده کمتر برای سرگرم کردن و بیشتر به فیلمسازان احساس هوشمند است. خواننده عزیز من شده اند اشتباه در مورد بسیاری از چیزهایی که قبل از; در واقع, من یک بار شکسته استخوان بیش از این اشتباهات. اما این طول می کشد کیک.

“آغاز به کار” هوشمند است, مطمئن, اما از آن است که از همه مهمتر یکی از هیجان انگیز ترین قطعات علمی تخیلی دیده بودم در حافظه اخیر است. اعتقاد من این است که اولین و مهمترین دلیل کریستوفر Nolen گرفته است یک مفهوم منحصر به فرد و تا به حال سرگرم کننده با آن.

این فیلم به دنبال یک تیم از دزدان رهبری Dominick کاب به نام “استخراج.” کار آنها این است که به ذهن و رویاهای از اهداف خود برای ارتکاب جاسوسی شرکت های بزرگ, سرقت اطلاعات مستقیم از ناخودآگاه خود (برای کسانی که بازی کرده اند “Persona 5” فکر می کنم از آن به عنوان یک چارچوب مرجع). کاب با توجه به فرصتی برای پاک کردن سابقه کیفری وی با این حال و در نهایت بازگشت به فرزندان خود … اما در عوض او باید جمع آوری یک تیم به انجام غیر ممکن است. به جای استخراج ایده های خارج از ذهن او باید گیاه یکی از جدید. اما در حال حاضر ماموریت غیر ممکن نزدیک می شود به طور فزاینده ای پیچیده به عنوان کاب خود صدمات خونریزی به رویای جهانی در قالب همسر اواخر خود را Mal.

این یک خنک ایده و … به وضوح مدیر موافق است. “آغاز به کار” می رود از طریق طول های بزرگ برای راه اندازی آن قوانین متعدد اما آن را ندارد به طوری که در یک, بیمار, روش, سرعت, بنابراین آن را نمی کند (کاملا) پایمال کردن مخاطب. قبل از ما حتی دریافت اطلاعات ما درمان شگفت انگیز به نمایش بصری و شگفت آور به وضوح غیر ممکن است شاهکارهای ما در بخش شخصیت … از آن ساخته شده است روشن است که چیزی amiss است اما چرا ؟ با گرفتن مخاطبان به سوال بپرسید این فیلم است که به سادگی ما را انجام به نفع ما با دادن یک توضیح — این است که چگونه شما انجام نمایشگاه! و گفت: اطلاعات همیشه خاموش می پردازد; آیا یا نه آن را به سوخت یک شخصیت بحران آشکار براندازی به افزایش خطر و سردرگمی و یا برای تغذیه به یک ذهن-باد — اما معقول — راه حل. هیچ گونه احساس بی فایده در اینجا — آن را به اطلاع همه بهتر داستان با برخی از بسیار سرد حالات که تنها در این جهان خاص می تواند بکشید.

اما حتی اگر شما نمی قادر به پیروی از قوانین از جاده (با این همه رویای داخل یک رویا shenanigans, من واقعا نمی تواند شما را سرزنش) وجود دارد مقدار زیادی از پاپ به حال در صندلی مسافر. “آغاز به کار” است در درجه اول یک heist دانلود فیلم. مخاطبان عضو درمان به طرح بزرگ و ستمکار صحنه های اکشن هستند که بیش از قادر به پر کردن شکاف ها اگر برخی در عمق ساختمان جهان دقیقا همان چیزی که شما. این است که چرا به اعتقاد من است چیزی برای همه “آغاز به کار.”

هنوز هم وجود دارد یک نمونه از “آغاز به کار” بهره برداری کامل از آن فرض منحصر به فرد. بسیاری از صحنه های اکشن (مجموعه جهان رویا تحقق شخصیت های اصلی ما به عنوان عوامل خارجی و مبارزه با آنها) می تواند احساس کاملا مشابه-y بیشتر و در نتیجه انبوهی از مردم تیراندازی در آنها. اما وجود دارد بسیاری از راه های خلاقانه تر را امتحان کنید و کشتن کسی در جهان یک رویا!

در اینجا چیزی است که من آرزو می کنم آنها را انجام داده ایم. نزدیکترین چیز به یک اصلی تکرار تبه کار در این فیلم مال ناخودآگاه نمایندگی از شخصیت ما مرده است. او مظهر گناه خود پشیمان شده و خود را به طور ضمنی زودگذر خواهد به زندگی می کنند. این یک تیره اما لذتبخش اتصالات مفهوم برای یک آنتاگونیست که فقط واقعا می تواند انجام شود در یک فیلم بود. Mal تا به حال بالقوه به یکی از فیلم مشهور ترین تبهکاران … اگر تنها فیلم را کمی بیشتر با او. در حالی که او تا به حال که وعده در ابتدای فیلم او می شود تا زمانی که ماموریت واقعی آغاز می شود, تنها در ظاهر به طور ناگهانی به سمت اوج فقط با کمی نخود تیرانداز در دست او است. تصور کنید اگر Mal بود تکرار حضور در طول ماموریت و هر جا که او می رود از این جهان رویای اینو بدونیم. این clacking از پاشنه خود را در مورد تار و fritzes به این واقعیت مصنوعی; با ضربه محکم و ناگهانی از انگشتان دست خود را در یک قطار می تواند به طور ناگهانی اجرا از طریق یک هتل و یا شاید یک جنگل آتش می تواند جرقه در کوه های یخی. “آغاز به کار” واقعا می تواند استفاده از یک چهره برای آن خطرات و مال می تواند ایفا کرده اند که نقش کاملا.

اما افسوس که فیلم ما بیش از اندازه کافی خوب به را تشکیل می دهند … و وقتی که من شکایت دارند که یک فیلم می تواند انجام داده اند بیشتر با مفهوم آن به این معنی من سرمایه گذاری به اندازه کافی به فکر می کنم در این مورد در وهله اول. که در خود و برای خود است که در میان بالاترین ستایش من احتمالا می تواند ارائه دهد. من جذب داستان فقط برای مفهوم خواننده عزیز; هر کسی می تواند یک ایده خوب اما در آن طول می کشد قصه گوی خوب به انجام کاری با آن. “آغاز به کار” یک مثال فوق العاده از ساختمان جهان در نظر من و با من خواهد بود و تشریحی این داستان در آینده به طور کامل درک آنچه آن را حق و آنچه که من می توانند یاد بگیرند. شاید من بیش از حد ممکن است به اب شلپ شلپ کردن در یک بیت از رویای جاسوسی برای پیدا کردن. نظر خودتان هشدار داد نولان.

Nitish:

من فقط رفتن به آن. “آغاز” است و نه یک فیلم خوب. این یک تجربه مشاهده و آن را تا به حال عظیم نفوذ در فرهنگ مدرن است. اما آن را یک فیلم خوب.

من پیشدستی رایج ترین پاسخ که من را بشنود: “Nitish شما فقط نمی توانید ‘آغاز به کار.'” شاید که درست است. شاید “آغاز به کار” است که به مراتب عمیق تر از من به آن اعتبار. اما حتی اگر این مورد است که — “آغاز” است و نه یک فیلم خوب شاید حتی دلیل است که می تواند مورد.

پس چه “آغاز به کار” در مورد ؟ این فریب آمیزی سوال سخت است. اسمی, این فیلم در مورد رویای دزد که نفوذ افراد دیگر رویاهای خود را به سرقت نزدیک ترین نگهبانی اسرار و یا در این مورد به دنبال معرفی اطلاعات است. اما فیلم به سرعت راه پیچیده تر از آن است که در حال حاضر بی پروا قضیه است. لئوناردو دی کاپریو را Dominick کاب پیدا کنیم و بیرون می آید از غم انگیز گذشته که در آن او و همسرش Mal (ماریون کوتیار) در عالم رویا به دنیای واقعی معادل دهه و مال از دست رفته تماس با واقعیت است. به عنوان مثل Dom معرفی ایده در Mal سر که جهان واقعی نیست اما در آن زمان چنین قوی نگه دارید از او که پس از بازگشت آنها به دنیای واقعی او تصمیم گرفت که آن را بیش از حد جعلی است و شروع به پریدن کرد و به مرگ او در تلاش برای از خواب بیدار.

اما صبر کنید! او در دنیای واقعی است ؟ شد Mal در واقع درست است ؟ چه رویایی است که به هر حال ؟ من به نولان اعتبار زیادی است زیرا او بسیار موثر در بیگانه بیننده از ساختار جهان با آهنگسازی به طور فزاینده ای پیچیده و خم از رویا و واقعیت. این اثر از ایجاد یک بسیار جالب معرفت شناختی پازل که ما هیچ ایده چه چیزی واقعی است و هیچ راه واقعی از خود بدانند آن را.

به عنوان مثل “آغاز به کار” باعث یک کلبه کوچک صنعت از مردم در تلاش برای سعی کنید به تعیین همیشه گریزان “نقطه” از فیلم. وجود دارد و من معنی بسیاری از تفاسیر. این تصویری معتقد است که نکته از فیلم “هستی قطعیت” این ایده که زندگی ما هستند عاطفی پیچیده ای است که ما نمی دانیم چه چیزی واقعی است. این فیلم و این مقاله استدلال می کنند که نقطه “آغاز به کار” است که در واقع بسیار بیشتر متا که آن را در واقع در مورد رویای مانند کیفیت از فیلم ها و راه هایی که آنها را می توان مورد استفاده برای ایجاد جایگزین واقعیت است که در حالی که غلط هنوز هم معنی دار به بیننده. این مقاله ارائه پنج نمایش از فیلم با این استدلال که ایده قبلی آن که یک فیلم نمی تواند درست باشد چون ما می دانیم هنگامی که ما در حال تماشای فیلم حتی اگر ما نمی دانیم که زمانی که ما در خواب است. پس چه حکم?

من غذای آماده از “آغاز به کار” پس از تقریبا یک دهه از تلاش برای کشف آن ساده است: “آغاز به کار” بد است. من خواندن یک بیت از پیچیده فلسفه و گاهی اوقات من در سراسر آمده چیزی است که فقط به طور کامل غیر قابل درک است. من استفاده می شود به فکر می کنم که مشکل این بود که من فقط بیش از حد احمقانه به آن را دریافت کند اما پس از آن بسیار دقیق تر از دوستان به من گفت که فلسفه خوبی حس می کند. ممکن است بحث واقعا موضوع پیچیده مانند طبیعت از واقعیت است. در آن صورت آن را نمی توان بلافاصله آسان به درک. اما خوب فلسفه می تواند به شما یک مکان برای شروع با و واژگان است که با آن شما می توانید جدا از این سوالات پیچیده. “آغاز به کار” انجام نمی دهد که. اگر این دغدغه با پرسش از واقعیت به عنوان آن به نظر می رسد پس از آن باید به ما ایده از کجا شروع به پرسیدن سوال. “آغاز به کار” به منظور توسعه یک مکانیزم پیچیده از توتم و لگد به ما گفتن که این فیلم ما ارائه یک نسخه از واقعیت و یا هنگامی که آن را نیست. اما در جهان خارج “آغاز به کار” ما لازم نیست که توتم یا لگد. اگر “آغاز به کار” تمثیل و سپس نولان صرف زمان زیادی راه اندازی پیچیده معماری از فیلم که ما بد مجهز به واقع آن را مربوط به خود ما را از تجارب زندگی می کردند.

بعد از خواندن این, شما احتمالا من ارسال برخی از 30 دقیقه ویدیو یوتیوب (که من در حال حاضر دیده می شود) توضیح میدهد که چگونه توتم می توان درک کرد نه به عنوان یک جسم فیزیکی اما در واقع به عنوان حضور یک نوع بیگانگی روانی و است که به عنوان به زودی به عنوان آن بیگانگی است که حل و فصل facticity جهان مهم نیست تا زمانی که فرد می تواند آن را باور واقعی و یا برخی از مزخرف مانند آن. شما می خواهم به استناد برخی از فیلسوفان و گفت که ربطی به facticity جهان آینه ویلیام جیمز استدلال را در سخنرانی خود “را باور دارم.” “ببینید!” شما می گویند با دلسردکننده اعتماد به نفس و شور از Q-Anon مؤمن “نولان نابغه ای بود در تمام طول!” اما “آغاز به کار” بسیار پیچیده است بنابراین engorged خود را در آن سخاوتمندانه است که شما احتمالا می تواند راه اندازی هر تعداد از توضیحات برای آنچه در آن به معنی. توضیح است که من به عنوان یک راه سرگرم کننده را از سایر توضیحات در واقع حس می کند — به عنوان خوانده شده “را به باور” و شما خواهید دید آنچه که من صحبت کردن در مورد. “آغاز به کار” ندارد واقعی بحث در مورد واقعیت یا هستی شناسی و آن را یک بد را پنهان طرح-دستگاه هایی که نولان با استفاده از آن را راه اندازی.

فرض کنید که این فیلم در مورد تطهیر فیلم گیری از قدرت یک رویای مشترک. نولان خود “دانکرک” لمس موضوعات مشابه نیست و باید برای انجام دیگر چیزهای عجیب و غریب. بنابراین آیا “Blade Runner.” فرض کنید که این فیلم در مورد عدم اطمینان از برداشت از واقعیت است. سازمان دیده بان کوروساوا را “Rashomon” به جای. اگر نولان در تلاش است تا استدلال و سپس او می تواند آن را انجام داده اند خیلی بهتر بریده شده و دور از همه غیر ضروری شکوفا و به جای تمرکز بر روی ساخت که استدلال. و آن را نمی نولان را ابهام در “آغاز” این مشکل است. همه فوق, فیلم, هستند, عمیقا مبهم به انتهای. تفاوت در این است که آنها به مقایسه کردن و که آنها تمرکز خود را تم اولین و مهمترین. ما لازم نیست که برای مقابله با چهار سطح از عالم رویا و یا جاسوسی شرکت های بزرگ و یا توتم و یا هر تعداد از طرح عجیب و غریب دستگاه هایی که نولان feverishly مبدع برای این فیلم است.

“شما در حال گرفتن آن همه اشتباه!” شما فریاد. “این قرار نیست به یک استدلال; آن را فقط قرار است شما را به فکر می کنم در مورد این سوال!” خوب است. نولان موفق است در مردم استدلال می کنند در مورد واقعیت ما پس از تماشای “آغاز به کار.” اما بیایید نگاه سنتی, تکه هایی از فیلم انتقاد. این فیلم بیش از حد نمایشگاه جای تعجب است ضعیف اجرای برنامه از مسخره ستاره نکردم بازیگران و آن را ندارد که قانع کننده از یک روایت های احساسی. نگاهی به فیلم هایی مانند “دشمن” یا “دانی دارکو” و یا “جاده مالهالند درخشید.” آنها گیج کننده انتهای بدون یک ایده روشن از آنچه فیلم در تلاش است به ما بگویید. اما آنها هنوز هم فرم قدرتمند ارتباط عاطفی با بیننده حتی در غیاب یک کل درک چه خبر است. آیا من درک می کنم چه مرد بی خانمان در پشت سریع-رستوران و مواد غذایی در “Mulholland Drive” در حال انجام است برای این فیلم ؟ مطلقا نه. اما من هنوز هم احساس غم و اندوه برای شخصیت احساس او را دستکاری احساس او تلاش شکست خورده در عشق است.

بهترین قسمت در مورد تماشای “آغاز” است تلاش برای کشف کردن آنچه در آن تمام معنی است. بدترین قسمت در مورد تماشای “آغاز به کار” نیز در تلاش برای کشف کردن آنچه در آن تمام معنی است. من اعتراف کنم من عاشق “آغاز به کار” اولین بار من آن را تماشا چون من کاملا شیفته این پازل آن را مطرح کرد. بار دوم من به تماشای آن من به طور مشابه در عشق اما من تا به حال یک قلم و کاغذ آماده برای بازسازی نولان و روان مانند یک کارآگاه. در حال حاضر یک دهه و بسیاری از rewatches بعد من متوجه شدم که متاسفانه بدانند پازل است که همه وجود دارد که به “آغاز به کار” وجود دارد و ناچیز عاطفی ماده و یا روایت و یا عمق فلسفی به گذران زندگی در زمانی که پیچیده اسکلتی ساختار جهان رویا کشیده است دور. پنهان کردن همه چیز از بیننده و انتظار آنها را به کوک با هم یک فیلم مانند یک قانونی تحلیلگر نیست یک نشانه خوب داستان سرایی; در واقع می توان آن را نشانه ای از بد داستان سرایی. من امیدوارم که شما تا به حال یک واکنش متفاوت از من و من امیدوارم که شما آن را فقط به عنوان عمیق به عنوان آن به نظر می رسد در نگاه اول — اگر شما لطفا اجازه دهید من می دانم و من امید به تغییر ذهن من. اما من دیگر خوش بینانه است.

(عکس: A24)

جادوگر” (منتشر شده در سال 2015; تماشا آمریکا در تاریخ 6 آوریل سال 2020)

یک فیلم ترسناک توسط رابرت اگرز. ما را به تماشای آن را در Netflix بکشد!

علامت گذاری:

به هر دلیل فیلم های ترسناک هرگز برای من کار می کرد.

آیا به من اشتباه نیست, خواننده عزیز. من در مجموع wimp. من در اشک در اولین نشانه از یک حیوان زیبا در حال آمدن به هر گونه آسیب. اگر یک سگ تا آنجا که می افتد بیش از, من بیاختیار گریه خواهد کرد. اما در اینجا چیزی است; من مراقبت در مورد سگ, بنابراین من به مراقبت از سلامت خود. همان چیزی که می تواند اعمال می شود زمانی که مردم این افراد بیش از حد… اما فقط گاهی اوقات.

بیشترین ترس من تا کنون بوده است تماشای یک فیلم و یا تلویزیون نشان می دهد زمانی است که یک شخصیت من را به عشق رشد کرده است در معرض خطر قرار داده و من واقعا مطمئن نیستید اگر آنها آن را ، زمانی که من فکر می کنم ترسناک صحنه فیلم, من فکر می کنم پایان پیکسار “Wall-E” هنگامی که ما عنوانی ربات است که در خطر سقوط از هم جدا و قبل از رسیدن به زمین است. من فکر می کنم “جوجو خرگوش” در هنگام گشتاپو انجام یک جستجو در Jojo خانه آینده خطرناکی به کشف یهودی او پنهان شده است. من معمولا یک زمان سخت به تصور خودم در پشت صفحه نمایش, اما زمانی که من در مورد مراقبت از یک فیلم شخصیت من می ترسم برای آنها. اما فیلم های ترسناک معمولا قرار نیست به عنوان تلاش زیادی به من برای مراقبت در همان راه … جالب اینجاست که به اندازه کافی که منجر به من که کمتر می ترسم زمانی که آنها در معرض خطر قرار داده.

فیلم های ترسناک اغلب مزاحم من مطمئن. اما به ندرت از آنها ترساندن من.

این به طور معمول خواهد بود نقطه در یک مقاله که در آن من نشان می دهد که “جادوگر” یا “VVitch” اگر شما می خواهید به آزار دهنده — نوعی از معجزه استثنا. اما آن نبود.

“جادوگر” به دنبال یک پیوریتن خانواده که از طریق اختلافات مذهبی است که از مطالعه حذف و از بقیه جامعه است. خانواده نوزاد پسر به طور ناگهانی از بین می رود یک روز و تنش سنبله به عنوان خانواده شروع به مشکوک فرزند ارشد دختر Thomasin از جادوگر بودن. نیز وجود دارد واقعی جادوگران و فقط مرتب کردن بر اساس که عجیب و غریب است.

این فیلم طول می کشد بیشتر روانی آهسته گام رویکرد به وحشت تنظیم آن را جدا از امثال “درخشان” و “هالووین.” هیولا به سختی خود را نشان می دهد گذشته از چند استثنا و خطر بیان شده است به جای آن از طریق نامحسوس فعالیت های ماوراء الطبیعه مانند یک گاو صدای خون به جای شیر. این است که همه در خدمت وحشی و عجیب هیپنوتیزم صحنه نهایی که واقعا زندگی می کنند تا به یک قابلیت ظهر را به ارزش از اعتیاد به مواد مخدره. کسانی که به دنبال تازه و جدید در وحشت ممکن است به جذب بیشتر تجربی پرنیان از “جادوگر”.

من موافقم این فیلم کار خود را می کند … آن را نگران کننده و نگران کننده است. اما هنوز هم آن را نمی ترساند مرا. چرا که من نمی توانم این شخصیت به عنوان چیزی بیش از مهرههای — پوسته خالی ساخته شده بود عذاب برای مشاهده نارضایتی.

ما فقط دیدن خانواده در زمان استرس و خطر و به عنوان یک نتیجه “جادوگر” غفلت انسان خود را به سمت. نزدیک ترین ما است و ما به عنوان شخصیت Thomasin بازی زیرچشمی نگاه کردن-a-boo با او به زودی ناپدید شد برادر عزیزم اما کسانی که 20 ثانیه می تواند تنها تا کنون به عنوان او در مورد فراموش کردن غم و اندوه هر گونه عادی فرد احساس از دست داشتن برادر و وانمود به جادوگر مسئول قتل او فقط به یک ظرف غذا با خواهر و برادر کوچک. چرا ؟

منظور من, من می دانم که چرا. این سوء تفاهم می افزاید: تنش های بعد از آن در فیلم است. اما چرا او این کار را انجام? پس از فیلم نه کشف که آن را کمتر احساس به عنوان اینکه یک خانواده است که تحمل از طریق مرگبار سوء تفاهم و بیشتر است که ما در حال تماشای یک انبار بازیگران ترسناک شخصیت های تصمیم گیری صرفا به پیشرفت طرح.

اما گمان می کنم آنجا نبود “جادوگر” می تواند انجام دهد به گران من به یک نوع من فقط نمی تواند به. در حالی که من می تواند درک این فیلم رویکرد منحصر به فرد به ژانر وحشت آن است که هنوز بسیار ترسناک در فیلم می افتد و آن را به همان مظاهر. لذت بردن شما خواننده عزیز به احتمال زیاد خواهد شد بستگی دارد که چگونه تحمل شما هستند از آنها.

شاید اگر آنها شامل یک سگ, همه چیز ممکن است تغییر کرده است.

Nitish:

از دیدگاه من این یک تصادف خوشحال است که “جادوگر” است که به بررسی به عنوان بخشی از همان گروه به عنوان “او” و “آغاز” از آنجا که من فکر می کنم آن را کامل ميانه بين دو فیلم از نظر راه است که آنها مقابله با مفاهیم فلسفی. من حسرت, خواننده است که این را نمی توان یک بررسی کامل از “جادوگر” را به عنوان من را برخی از زمان در اینجا به توضیح دهد که چرا من فکر می کنم آن است گلدیلاک فرنی بین “او” و “آغاز به کار.” اگرز’ “جادوگر” قطعا سزاوار نقد و بررسی کامل, به عنوان من فکر می کنم آن است که احتمالا یکی از بهترین فیلم های ترسناک است که من تا کنون دیده ام. اما من قصد دارم به استفاده از کمی متفاوت رسانه است که من نوشتن در حال حاضر به صحبت بیشتر در مورد فیلم های انتزاعی.

در گلدیلاک مد, من به شما شروع به خاموش با نه بلند پروازانه-به اندازه کافی: “او.” به من گفت: من فکر می کنم “او” است جذاب نقطه شروع, اما آن را واقعا نمی کردن به این مسائل کافی در زمینه. شما می خواهم فکر می کنم که این تم بشریت کاذب-بشریت از واقعیت از احساسات خواهد بود مرکزی به راه است که این فیلم در واقع پخش کردن اما Jonze اسکریپت واقعا تا پایان انجام آن است. آن را بارها و بارها احساس Jonze بود فقط استفاده از وجود بیش از حد سیستم عامل پیشرفته به عنوان چیزی بیش از یک طرح دستگاه به درام عاشقانه. من فکر نمی کنم که یک مشکل مرگبار برای فیلم, و من فکر کردم آن را لذت بخش شخصیت درام با این وجود. که می شود گفت, من فکر نمی کنم فیلم زندگی به توانایی های بالقوه خود را و من فکر می کنم آن می تواند مورد استفاده قرار گیرد بیشتر گوشت بر استخوان آن است.

در حال حاضر به مراتب بیش از حد بلند پروازانه: “آغاز به کار.” نولان در “آغاز” شده است memed به عنوان فوق العاده پیچیده است و من قطعا موافقم. این معاملات با وجودی سوالات مانند ماهیت واقعی ماده رویاها و تجربه مشترک و intersubjectivity و کمی بیشتر. اما در چشم من آن را واقعا نمی موفقیت در نظر گرفتن هر یک از این موضوعات به دلیل این مجموعه تا یک دلیلی پیچیده طرح در انجام این کار است. من فکر می کنم “آغاز به کار” می توانست اگر آنها اخراج نیمی از بازیگران و مرتکب به سه چهارم از زمان اجرا با وادار کردن آن برای تبدیل شدن به یک شخصی بسیار بیشتر فیلم.

و در حال حاضر (بیشتر یا کمتر) کامل: اگرز’ “جادوگر”. اگرز مورد بحث به طور مشابه بی پروا مفاهیم ایمان و گناه وجود دارد این است که یک تن در زیر سطح به معدن از فیلم, بنابراین او در حال حاضر پیشی گرفته Jonze در نظر من. اما جایی که او اجتناب از افتادن به نولان دام است که در تجزیه کردن داستان و نوشتن. برای مثال تم اصلی این فیلم است در مورد ماهیت گناه و چگونه آن منجر به سقوط. واضح ترین مثال از این است که با هاروی Scrimshaw را کالیب. دوستانم است, شهوانی, و ما این را زمانی که او با همسالان کردن خواهر او (Anya Taylor-Joy) Thomasin ، او بعد از اغوا و رانده دیوانه توسط یک جادوگر. تاپیک روشن شدن علت و اثر در اینجا است که توسعه طرح خوبی است. به طور مشابه, Ralph Ineson را ویلیام سرافراز و بازیگران خارج از روستا به عنوان یک نتیجه. تکبر در ادامه به آسیب او در این فیلم آن است که به وضوح قابل شناسایی سازگار شخصیت-صفت است. این ایده ها ممکن است به نظر می رسد انتزاعی, اما آنها به خوبی اجرا شده در فیلم است. یک موضوع مشابه در “آغاز به کار” مانند کاب گناه بیش از Mal مرگ است. علت و معلولی در اینجا به خاک سپرده شد ده ها تن از طرح دستگاه و حتی اگر ما کشف کردن آنچه در رفتن در مورد نیمه راه به این فیلم آن را به اندازه کافی روشن به احساسی قانع کننده برای من و به جای آن اساسا فقط احساس و در عین حال یکی دیگر از طرح دستگاه زمانی که آن را باید تم اصلی (به عنوان خوانده شده علامت گذاری به عنوان نقد “آغاز به کار” برای یک راه خلاق است که این می توانست اتفاق افتاده است!). در “جادوگر” شخصیت انگیزه های به مراتب روشن تر است.

“جادوگر” نیز خود را به خوبی آشنایی به این نوع نظریه پردازی رخ می دهد که در “آغاز به کار.” یک موضوع که من نمی انتخاب کنید تا در زمانی که من برای اولین بار به تماشای “جادوگر” بود که خانواده را تبعید کرد در ابتدای فیلم آینه آدم و حوا را تبعید از بهشت, و آنها به طور مشابه محکوم توسط خود گناه و وسوسه شیطان است. اما به محض این که من به تماشای این نظریه این حس به من آن را به عنوان سازگار با قوانین جهان است. علاوه بر این, و این ممکن است کمی روی حیله و تزویر به توضیح اما من مرتب کردن بر اساس احساسی متقاعد شده بود که درست است که من از تماشای این فیلم حتی اگر من بلافاصله از آن آگاه بود زیرا به لحاظ محتوا سازگار با هر چیز دیگری که می گذرد. نظریه و سپس مرتب کردن بر اساس فقط چاک دار به محل. در تضاد با “آغاز به کار” نظریه های متکی به یک دسته از طرح دستگاه ها و در نتیجه کمتر قانع کننده باشد. “جادوگر” صرف زمان اجازه می دهد ما را به شهود اساسی ساختار جهان با استفاده از قوی مذهبی تصاویر. در مقابل “آغاز به کار” صرف یک تن از زمان توضیح قوانین جهان و نه مقدار زیادی از زمان در نظر اجازه می دهد تا ما را به درک ساختار زیرین.

بله! من عاشق “جادوگر” و من دیگر دو فیلم در این هفته کمتر است. ببخشید این است که کمی عجیب و غریب, نقد و بررسی, اما من الهام گرفته شده بود و فکر کردم من می خواهم سعی کنید به مقایسه سه. امیدوارم که شما لذت می برد و دیدن شما در هفته آینده!

با علامت نیویورک در mdyorkjr ‘در’ stanford.edu و Nitish Vaidyanathan در nitishv ‘در’ stanford.edu.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im