در مرور انزوا هم

کارل یونگ تعریف یک برونگرا نگرش به عنوان “یک نظر مشخص بیرون جریان از انرژی شخصی — علاقه به حوادث در افراد و چیزهایی که رابطه با آنها و وابستگی آنها.” برونگرا است انرژی خود را در تعاملات روزانه; از نظر جسمی تخلیه توسط خود فاقد آن است. کسانی که من به خوبی می دانم احتمالا طبقه بندی من به عنوان چنین. من پیدا کردم فوق العاده ای شادی در دانشگاه استنفورد بدون شک به دلیل آن را بسیار به زحمت به ارمغان می آورد مردم و چیزهایی که من دوست دارم بیشتر با هم در یک مکان.

خروج من از دانشگاه استنفورد مانند هر کس دیگری مشخص شد سردرگمی مرکب روزافزون عدم قطعیت است. به عنوان من بطرف پایین پنج در درایو صفحه اصلی — عزیز من فقط نیمه پر که اگر عمدا ترک وسایل بهبود شانس من از بهار چهارم بازگشت — آن را به من زده است که برای اولین بار در زندگی من ندارد faintest ایده از آنچه در آینده من تا به حال در فروشگاه. زمانی که کلاس لغو شد چند روز بعد من واقعیت جدید — یک چهارم از انزوا — در نهایت تبدیل به کریستال روشن است.

کسانی که در چند روز اول بودند سخت ترین. من خوش شانس به یک پایدار خانه و خانواده من و عشق و برکت من می دانم در حال حاضر بیش از هر زمان چیزی است که به مسلم گرفته شده است. با این وجود برای من کارل یونگ نقطه بود: هرگز احساس کردم بیشتر از گاز است. من صرف ساعت mindlessly پیمایش از طریق Instagram, Snapchat, پیام های متنی, سوئیچینگ بین سه و بیش از بیش به طور کامل آگاه است که اطلاع رسانی نمی توانست احتمالا در آمده در چند ثانیه. من صرف بیشتر ساعت متوالی در بستر آن چند روز اول از من تا به حال هرگز تا به حال یک پرواز از پله ها از آشپزخانه به اتاق من احساس بیشتر شبیه به یک بازحمت حرکت کردن. من فقط نمی باید من معمول انرژی است.

پس از یک هفته یا من حل برای جلوگیری از چنان غرق در خود من ترحم. چوب به یک روال پدر و مادرم گفت. شما باید تکنولوژی را در نوک انگشتان خود را — فقط زوم دوستان خود. و بنابراین من سعی کردم. من برنامه ریزی زوم Catan, پوکر, Skyped به بازی League of Legends با عموزاده. من Netflix-partied, فیلم, انداخت زوم تولد و شراب شب. گاهی اوقات آن را واقعا کمک کرد. دیگر شب را نمی کند به همان اندازه است. هرگز “روز خود را چگونه بود” کاهش یافته است به طوری محزون می خوانی کوتاه و بی مکث به عنوان دوستان من درهم به فکر می کنم تنها چیزی که آنها آن روز تشدید من سبب شیوع فای. بعضی روزها من خیلی مصرف با ساخت روز من احساس می کنم دوباره مشغول است که من صرف زمان کافی با خانواده من — در فرد است. و من در سر من بود من رسیدن بیش از حد ؟ کافی نیست ؟ آن متقابل و یا من باید اجازه دهید مردم هم به خودشان ؟

این شرکت روز 30 و من چیزهای زیادی یاد گرفتم. من در حال حاضر می دانیم که اگر چه تعامل آنلاین است که هیچ جایگزینی برای فرد در ارتباط سوئیچ ممکن است یک پیش بینی نشده سود آن من مجبور به شناسایی ویژگی های خاص از مبادلات روزمره پیدا کنم بیشتر معنی دار است. Netflix حزب است و حتی بهتر اگر شما FaceTime, خاموش, تا زمانی که شما چیزی برای گفتن — که راه شما هنوز هم می توانید خود را اضافه کنید تفسیر هیچ کس می خواست به شنیدن حتی در فرد است. هنگامی که یک روکش از حوادث روز کافی نیست, ایده هنوز هم انجام دهید. ارسال مقالات به جای روحیه بحث می دانم که هیچ حد و مرزی. در خانه تمرینات عالی هستند اما کلاس های یوگا هستند بیشتر سرگرم کننده زندگی می کنند — به خصوص اگر شما به اندازه کافی خوش شانس به دانستن Hesham در YogaSource. برنامه ریزی ممکن است لازم باشد در دانشگاه استنفورد اما نیز وجود دارد ارزش فوق العاده ای در خودانگیختگی: تماس مردم از آبی (بدون تماس قبل از متن مورد نیاز است). و در یک زمان هنگامی که ما در حال هولناک با آمار عفونت نرخ مرگ و عوارض و بازار بورس فرو — اندازه گیری متقابل باید به سادگی بی فایده ترین ورزش از همه آنها را.

انزوا ممکن است هیچ جایی برای برونگرا اما خارج از منطقه راحتی من تحت فشار قرار دادند تا من به دقت اشاره کردن دقیقا چه جنبه هایی از تعاملات روزانه من گنج ترین. در اولین تلاش من سقوط کرد چرا که آنها را ترک نمی کند فضا برای سمت تفسیر تبادل ایده های معنی دار و خودانگیختگی لازم برای ارتباط واقعی. اثبات به خودم که من می توانید شروع به تکرار است که حتی در فوق العاده ترین شرایط به من نشان داده است که شادی من است که بیشتر حمل و نقل از من فکر کرده بود.

با لحظه به بازتاب این بار با عدم قطعیت می تواند به ما بیاموزد که چگونه با ارزش لحظات ناخواسته و ناگهانی ارتباط هستند. و شاید از آن است که این تبلور آنچه باعث می شود ما شادترین و ممکن است تنها به دلیل انزوا ما در حال حاضر است که می تواند اجازه می دهد همه ما به خصوص جوانان به حداکثر رساندن ما زمان باقی مانده. توماس Slabon می نویسد: در روزانه این است که یک زمان به منعکس کننده بر ضرورت نمرات: من استدلال می کنند که همه ما نیز می تواند منعکس کننده آنچه باعث می شود ما شادترین ما در تعاملات روزمره و مطمئن باشید به ترکیب است که در آینده ما در تعاملات فرد.

من به عنوان نگاه به آینده من باقی می ماند فوق العاده امیدوار برای چه آمده همانطور که همه ما در نظر بگیرید که چگونه به بهترین ترکیب آنچه که ما آموخته ایم در قرنطینه. من امیدوارم که سقوط نه تنها ما به ارمغان می آورد که بسیار نزدیک به یک واکسن و پایان دادن به این بیماری همه گیر اما اثرات آن راه تعامل ما با مردم در دانشگاه استنفورد. من امیدوارم که ما بیشتر سپاسگزار از ما تعاملات روزمره با دوستان ما و استادان ما طرف گفتگو در حال حاضر تمام معنی دار تر. من امیدوارم که “تیراندازی خود را به ضرب گلوله” دیگر به هیچ وجه در روز-قبل-ویژه-D سه خط متن دعوت نامه. من امیدوارم که ما حرکت به دور از سفتی از دانشگاه استنفورد برنامه و Coupa تاریخ مسئولانه calendared و در آغوش خود به خودی.

پس از اتمام موفقیت یک چهارم از 22 واحد با ساختار شاید ما در نهایت می بینیم که برنامه و سفتی هستند نه به عنوان مهم به عنوان ما تا به حال ادعا کرد. من امیدوارم که پاییز به ارمغان می آورد گریزان درمان دانشگاه استنفورد پوسته پوسته شدن; پس ما باید در همه زمان ها ما همیشه می خواهم در حال حاضر نیاز ما هرگز بیش از حد شلوغ برای یک تعامل اجتماعی دوباره. من امیدوارم که ما رشد می کنند راحت تر در مواجهه با عدم قطعیت و بیشتر مایل به ایجاد شادی خود ما با شناسایی آنچه مهم برای خودمان. اما بیشتر از هر چیزی من امیدوارم که همه شما را زوم.

تماس با کارولین Spertus در cspertus ‘در’ stanford.edu

روزانه متعهد به انتشار یک تنوع از op-eds و نامه به سردبیر. ما دوست دارم به گوش افکار خود را. ایمیل و نامه به سردبیر به [email protected] و op-ed ارسالی به [email protected]

به دنبال روزانه در Facebook, Twitter و Instagram.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

ایندکسر