قرنطینه افکار: من شکست تا بیش از FaceTime

سه روز قبل از فروپاشی گریه کردم در حالی که تماشای Kelly Reichardt 2008 فیلم وندی و لوسی. برنده جایزه مستقل ستاره فیلم میشل ویلیامز به عنوان وندی — یک drifter که سفر به آلاسکا با سگ لوسی. این جفت ارز در اورگان که وندی است که به طور خلاصه بازداشت برای سرقت مواد غذایی سگ از یک سوپر مارکت; زمانی که او می شود لوسی رفته است.

وندی صرف چند دردناک تنش روز به دنبال لوسی قبل از پیدا کردن او را دوست چهار پا و زنده و خوب در مراقبت از یک مرد خوب قدیمی. در تعجب آور اما کاملا منطقی توسعه وندی تصمیم به ترک او به همراه سگ ، من نمی تواند متوقف bawling.

آن را غیر معمول نیست برای من به گریه در یک فیلم, اما زمانی که من پیدا کردم خودم را شکستن در طول فیلم سکانس آخر — چند هفته به پناه-در-محل در کاسترو منطقه آپارتمان — من احساس کاملا بی حس به جهان است. اشک من گرفتار کردن گارد.

من به تازگی قلم مجازی شب بازی با دوستان که شرکت من به طور معمول لذت بردن از. آن را عجیب و غریب به اندازه کافی قادر به دیدن هر کسی به غیر از من دو دختر هم اتاقی در گوشت آن را حتی غریبه به قبول این واقعیت است که ارتباط من با یک مرد من واقعا دوست داشتم در مورد پایان دادن به.

من مسیحی تقریبا سه سال پیش, اما ما فقط شروع به قدمت در اواخر سال 2019. من به دنبال در چهره اش و زمانی که من به اندازه کافی نزدیک خود را سرخ مو و ریش شد جنگل رنگارنگ لکه اعم از نقره به زرشکی به سایه های مختلف از رنگ قهوه ای. در آپارتمان خود در بازار و کلیسا من معرفی او را به انگلیسی, طنزهای به نام The IT Crowd, و هنگامی که ما احساس نمی مانند تماشای چیزی جدید ما قرار داده و در 30 Rock قسمت — قرائت لیز و جک خطوط به یکدیگر به عنوان ما منتظر با هم بر روی نیمکت. من احساس می کنم می تواند به او صحبت می کنید در مورد هر چیزی و او گفت که او احساس همان. من شده اند تنها ترین از زندگی من, اما من به نوعی احساس آسان در اطراف او. در حالی که من احساس مطمئن نیستید در مورد آینده من امیدوار.

یک شنبه شب پس از بازگشت او کردم از خود سال جدید را با سفر مسیحی جدی تبدیل که ما نشسته با هم در شلوغ رامش رستوران در پایین Haight. بیش از شکستن او آموخته است که مادر خود را تشخیص داده شده بود با زوال عقل زودرس. او برنامه ریزی شده به حرکت بازگشت به خانه بود با او به طور دائم در چند سال. انجام این کار کمک خواهد کرد تاخیر نشانه های او, او گفت:. او فشرد تا در امکان او را به یاد که او بود. من در صورت رشد ، همه من می توانم بگویم این بود که من احتمالا همین کار را در موقعیت خود. اما واقعیت این بود پدر و مادر من تا به حال هیچ شرایط بهداشتی و برای که من احساس خوش شانس. من به طور ناگهانی کمتر امیدوار کننده در مورد آینده ما با هم.

مثل من مسیحی حال کار با تکنولوژی جز او بود در خرده فروشی. آن مه که او متوجه شدند که او شرکت خواهد شاتر آن سان فرانسیسکو, و است که او در میان 10 درصد از کارکنان بود که با انتقال به دفتر نیویورک در ماه آوریل است. در حالی که ما به خوردن مواد غذایی کره ای در فیل مور منطقه من به او اطمینان داد این بود که نه خبر بد برای ما است. من هیجان زده در چشم انداز از دیدن او در نیویورک حتی اگر من نمی دانم چه چیزی را از این ایده از دیدن او به طور منظم. حرکت خود را در بازگشت به خانه بود و هنوز هم سال های دور اما این جابجایی که قرار بود به اتفاق می افتد در چند ماه. من تا به حال پرتاب به یک ناشناختنی و آینده ای مبهم.

مسیحی آپارتمان خالی. (حسن نیت ارائه میدهد عکس Warut Yompool)

در آخرین شنبه ماه مارس, در پاسخ به من بسیار دنیوی متن (“آنچه که نام آن شستشو-و-برابر خدمات شما استفاده کنید؟”), مسیحی به من گفت که فردا خواهد بود آخرین روز خود را در محل کار. که در آن نقطه COVID-19 گرفته بود بسیاری از زندگی در نیویورک و ظهور صنعت خرده فروشی خود را جابجایی بود بدون شک به نام کردن اما من هنوز هم نمی تواند کمک کند احساس تیز چنگال گناه و غم و اندوه خواندن پیام خود را. من یکی از خوش شانس. او به اشتراک گذاشته تصویر از آخرین زوم تماس با همکاران خود در روز سه شنبه. من شمارش کاشی — 25 و احتمالا بیشتر شد که نشان داده شده بر روی صفحه نمایش — و از او پرسید که چگونه بسیاری از آنها گذاشته است.

“همه ما” او پاسخ داد.

ما شکست تا بیش از FaceTime یک هفته بعد. مسیحی بود و تصمیم به حرکت به خانه در همان روز او را پرواز به نیویورک برای این کار او دیگر بود. ما آرزو ما می تواند در آغوش یکدیگر. ما واقعی وداع در آغوش آمده بود هفته قبل از آن اگر چه هیچ کدام از ما آن را می دانستند ، ما صحبت در مورد کارهای عملی — که در آن او می ماند قبل از پرواز چه فرصت های شغلی در رالی شبیه به پر کردن سکوت با shrugs و اطمینان از “من می دانم.” من در از دست دادن برای کلمات ، آینده من شده بود هراس اینجا بود.

شاید به همین دلیل است که من به گریه در پایان وندی و لوسی. وندی از دست می دهد فقط در مورد همه چیز — او پول او و بهترین دوست او — خروج از آن همه پشت قبل از رقص در یک قطار حمل و نقل به آلاسکا. او اجازه می دهد خودش را به اجازه رفتن و سقوط آزاد به ناشناخته. به عنوان من تماشا که پایان تلخ و شیرین, من متوجه شدم که نمی تواند تغییر این واقعیت است که بهترین دوست من به زودی از بین رفته اند. همه من می تواند انجام دهد برای آمدن به شرایط با غم و اندوه من.

مسیحی خواهد متن من یک عکس از خود را تخلیه آپارتمان و یا به اجازه دهید من می دانم که چگونه خواهر و برادر خود را در قانون نمی شد به فروش می رسد در این جمعیت. من خواندن پیام خود را در کنار پنجره اتاق خواب من — ممنون برای نگاه کردن در آسمان است که به عنوان آبی به عنوان همیشه.

من احساس مطمئن نیستید در مورد آینده اما من امیدوار هستم.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>