اجتماعی رکود (و به همین دلیل من نوشتن برای خرد کردن)

خارجی اقدامات من احتمالا خرد کردن آن را در قرنطینه. من و بعد فورا رفت واز لباس هر روز. من برنامه تماس و اعلام حضورها با دوستان. من به نوبه خود در مشق شب من چند روز زود است. من حتی یکی از خوش شانس چند که پیدا کرده کارآموزی پس از اجتماعی فاصله آغاز شد. COVID-19 همه حساب شده است و به نوعی به من.

در عین حال من هرگز احساس کمتر برآورده در کالج. من خوش شانس هستم که به امن و مطمئن در خانه من اما مانند بسیاری از من دست و پنجه نرم کردن با مفاهیم موفقیت و خود در این شرایط جدید.

پس از ورود به دانشگاه من تعریف موفقیت توانایی من به دنبال خوشبختی در لحظه و من ساختار روز من در اطراف به حداکثر رساندن تجربه به یاد ماندنی. من سه کلاس در هر سه ماهه به حداقل رساندن زمان صرف شده در ترم; من تمرکز بر روی تقویت روابط و ایجاد خاطرات; من به خودم وقت آزاد من نیاز به تعقیب خودانگیختگی و خلاق باشد. با ترک من تقویم پراکنده من پیدا کرده اند فضا برای حضور بی شماری اجرای مذاکرات و نمایش فیلم سعی تئاتر برای اولین بار تکانه شروع یک وبلاگ و بدون برنامه ریزی سفرهای خارج از محوطه دانشگاه بررسی و تعمیق هر دو منافع من و دوستی است. من اساسا معتقدم بدون ساختار زمان من حک کردن است پاداش من بیشتر خاطرات, داستان ها و رشد بیش از بقیه زندگی من ترکیب شده است.

و به آن پایان من شکست خورده اند در فاصله اجتماعی. برای اولین بار پس از ورود به دانشگاه, من شده اند قادر به دنبال خوشبختی با همان رویکرد و من احساس می کنم بالاتر از همه چیز راکد. چگونه می توان ساختمان تجربه معنی دار اگر هر چند روز خودم گریه کردن در مورد از دست رفته ماجراهای با دوستان و یا از خواب بیدار بی علاقه را در تعامل با جهان است ؟ من دوست دارم به خودم افتخار در تعقیب امیال و ایجاد به خاطر ایجاد اما در اتاق من در تمام طول روز احساس می کنم خالی از الهام بخش است.

امروز بدون توانایی به دنبال تجربه های جدید در راه من قبل از من در جستجوی راه های جدید برای رشد. من پیوست اسیاب به الهام و دنبال عمیق تر درون گرایی در زمانی که تماس های تصویری ناکافی جایگزین تجربیات من در محوطه دانشگاه. من هم نوشتن را تبدیل به آسیب پذیر تر است.

های شخصی من نوشتن همواره روان بلوک — چیزی که باید گردیده اما که من اغلب در مبارزه با. من به تازگی در یک زوم تماس با دوست پسر من (چنین بار). در حالی که من های من, صفحه نمایش, او کشف یک سند با عنوان “عشق @ استنفورد” در دسکتاپ من. این بود که نیویورک تایمز “عشق مدرن”-esque قطعه ای که من آغاز شده و به سرعت رها شده است. از غریزه من حاضر به او اجازه خواندن آن را به رغم وجود دارد که هیچ چیز متهم — تنها 10 منکسر قطع جملات.

زمانی که من نوشتن است شخصی من تبدیل به خودآگاه. من تجربه ارزش های? آیا من واقعا باید هر چیزی روشنگری برای به اشتراک گذاشتن ؟ من اغلب فکر می کنم از نوشتن به عنوان فرایند تفکر; افکار من شروع چندپاره و فاقد تأثیرگذاری و من تکیه بر نوشتن به نوع و ساختار آنها به اعتقادات منسجم. اما حتی اگر من از لحاظ جسمی انقباض غیر ارادی ماهیچه هنگامی که فکر کردن در مورد برخی از همسالان من خواندن نوشتن من معتقدم در ارزش آسیب پذیری — پس من می نویسم برای خرد کردن به دنبال رشد. اگر تجربه و ریسک پذیری را به اتفاق می افتد از راه دور پس از آن می شود. در این زمان های عجیب و غریب, برای نوشتن, من امیدوارم که به تجربه.

تماس با ما لنا هان در lahan ‘در’ stanford.edu.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>