اچ messaged دیروز به من می گویند او انگیزه لازم بود چرا که وجود چیزی برای نگاه به جلو به. او قرار بود حلق آویز کردن با دوستان رفتن به SF رفتن به Seafair. وجود دارد قرار است به همه این سه ماهه بهار احزاب, جشنواره های موسیقی, کارآموزی تابستان شانس به سفر.

من می دانم که احساس. برای 10 سال در نیروی دریایی, من همیشه می تواند امید به نکته بعدی: فارغ التحصیل, استخدام آموزش به یک ملوان به پایان سپاه مدرسه به یک طبیب بازگشت از استقرار برای جلوگیری از بوت. بیش از آن است که من از دست مردم در شمارش من: اگر من دیر به جمع اوری کسی فریاد زد. اگر من را فراموش کرده رادیویی شارژر کسی آن را از دست رفته. اگر من گره خورده است من bootlaces عقب آن اهمیت.

و من قرار بود هنوز هم وجود دارد. دیروز آخرین روز قرارداد من قرار بود تا پایان اگر من تا به حال بدست لگد. من قرار بود به بیرون پریدن از هواپیما متصل کردن شریان با انگشتان دست, دادن سخنرانی به کنگره هیات نمایندگان و admirals گرفتن مستقر گرفتن ترفیع گرفتن تزئین شده و یا در حال مرگ در شکوه و داشتن پلاک نصب شده در راهرو از تیم ساختمان در سراسر کشور.

به جای من قوز بیش از میز پراکندگی eraser خاشاک و اثبات یک بار دیگر که بله ریشه دو غیر منطقی است. اگر من p-مجموعه درهم و برهم, من هنوز رضایت بخش درجه. اگر من نمی نشر داستان من هنوز هم می خواهید به خوردن. اگر من به نوبه خود در مقاله ویرایشگر من را درک خواهد کرد. من wallpapering اتاق من با برگه رد از مجلات ادبی و بالاترین وظیفه مدنی من می توانم در حال حاضر به تظاهر من وجود ندارد.

پس از کجا این انگیزه اگر وجود دارد چیزی برای نگاه به جلو به? من فکر می کنم این سوال اشتباه است. این نشان میدهد که تنها دلیل برای انجام کارهایی است که برای رسیدن به جایی. و پس از آن چه ؟ جامعه دوست دارد به همه ما این متریک — خوشحال, راضی, پرشور, انجام — به عنوان اگر این خلاصه می, میوه, ما می توانید انتخاب کنید اگر فقط ما در بر داشت درخت راست. ما می خواهیم یک نقطه که در آن ما می توانید می گویند “من آن را ساخته ام” به طوری که ما می توانید استراحت و استراحت بر روی یک تپه با یک نمایش خوب. ما می خواهیم به نگاه به جلو به آن تپه.

اما هیچ چیز وجود دارد. تبلیغات graduations jiu jitsu تریبون: شما در رسیدن به آنها را و آن را بیش از. همه “قرار است به شود”ها و “ای کاش-من-بود”و “یک بعد-من-را”s ثابت خود را به قلعه در غبار-کفن کوه ها که فرو ریختن از طریق انگشتان دست خود را اگر شما سعی می کنید به نگه داشتن بر روی آنها.

دوباره و دوباره من در بر داشت که اکثر رضایت بخش پرارزش ترین بخش از هر تجربه گذشته بی رحم دقیقه هنگامی که شما باید انتخاب برای به تسلیم — زمانی که هیچ کس آن را نگه دارید در مقابل شما — و یا به نگه داشتن مبارزه به ماندن درست به خودتان. ما باید از قلعه و کوه ها و تپه ها اما کسانی که فقط مواد نمایندگی از سفر. آنچه مهم است این است که ما چگونه عمل کرده ام ، تغییر و رشد در تعقیب کسانی که همه چیز.

البته برخی از روزها احساس درست نیست. شما از خواب بیدار و چشمان خود را با پف کردن اندام خود را احساس می کنید و شما نمی توانید به نظر می رسد برای پیدا کردن سوئیچ نور. شما چرت زدن خود را هشدار نشت بطری آب خود را خود را در صفحه نمایش گوشی سفید و چین و چروک در چادر شب رختخواب خود را فقط نمی خواهد آمد.

کسانی هستند که روز به شما انفجار Metallica کمی بلندتر به اجرا در باران کمی سریع تر و دورتر تقلا کردن ریه های خود را در صبح سرد هوا. یا ویولن تا کبودی انگشتان دست خود را, ضرب و شتم, طبل, تا دندان های خود را در حال gnashing تلنگر از طریق نوشته های مجله های قدیمی تا زمانی که شما پیدا کردن خود را در محل تاریک است. رها کردن یک سنجاق در آن گه علامت گذاری مسیر در نقشه های گوگل, می دانیم این مسیر مانند پشت دست خود را تا زمانی که شما می توانید حرکت به آن با چشمان بسته ردیابی brail سوخته پل ها و رویاهای شکسته.

پس از آن چیزی که شما مجموعه ای را به انجام.

در شعر “ایتاکا” با الهام از داستان Ulysses’ 10-سفر سال از جنگ تروا کنستانتین Cavafi می نویسد:

هنگامی که شما مجموعه ای از در سفر به ایتاکا

دعا می کنم که جاده بود و طولانی

پر از ماجراهای و پر از دانش است.

این Lastrygonians و Cyclopes,

مواج Poseidon ترس نیست:

شما هرگز پیدا کردن امثال این را در راه خود

اگر بلند بود افکار خود را اگر نادر احساسات

لمس روح خود و بدن خود را.

این Lastrygonians و Cyclopes,

شدید Poseidon شما نه برخورد

مگر اینکه شما آنها را حمل همراه در درون روح خود را

مگر اینکه روح خود را افزایش می دهد آنها را قبل از شما.

دعا می کنم که جاده طولانی;

که وجود بسیاری از یک روز صبح تابستان ،

زمانی که با چه لذت و چه شادی

شما وارد بنادر در عین حال نهان;

که شما ممکن است توقف در فنیقی امپوریا

و به دست آوردن همه خوب اجناس

مروارید و مرجان کهربا و آبنوس

و مبنی بر لذات جسمانی عطر از هر نوع

به عنوان بسیاری از کون, عطر به عنوان شما می توانید;

که شما ممکن است بسیاری از مصر شهر

برای یادگیری و یادگیری دوباره از باسواد مردان است.

همیشه ایتاکا در ذهن خود را.

به آنجا می رسند که مقصد نهایی خود را.

اما عجله نیست سفر در حداقل.

بهتر است آن را برای سالهای زیادی گذشته;

و هنگامی که شما در حال پیر, بازیگران لنگر در جزیره

غنی و با همه شما به دست آورده ایم و در طول راه

انتظار نیست که ایتاکا را به شما ثروت است.

ایتاکا به شما شگرف سفر:

بدون شما هرگز باید مجموعه ای از.

اما او هیچ ربطی به شما ندارد.

اگر شما پیدا کردن او فقیر ایتاکا است و نه فریب شما.

به عنوان عاقلانه به عنوان شما شده ام با چنین تجربه, توسط شرکت

شما آمده اند به دانستن آنچه که Ithacas واقعا چیست.

از: C. P. Cavafy به جمع آوری اشعار آکسفورد جهان کلاسیک

برای اطلاعات بیشتر یونانی شعر و انگیزشی گزارشات تماس نستور والترز در waltersx ‘در’ stanford.edu.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im